تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

از خود معاويه شروع كرد و او را عنصرى افراطگر و فزون‌طلب معرفى كرد كه با اجحاف و ستم به ديگران همه چيز را در انحصار خود درآورده و در اين راه از پذيرش حق امتناع ورزيده ، راه نيرنگ در پيش گرفته و هيچگونه حقى براى انسانها قائل نشده و در يك كلام شيطان بر وى مسلط گشته و از وجودش بهره وافر برده است . سپس به معرفى چهره يزيد پرداخت و خطاب به معاويه فرمود : تو مىخواهى مردم را درباره يزيد به اشتباه بيفكنى ، گويى انسانى محجوب يا فرد ناشناخته‌اى را توصيف مىكنى . يزيد ، خود بهترين معرّف خويش است . شخصيّت يزيد را از سگهاى ولگرد ، كبوتران بام خانه و كنيزان رامشگر و نوازنده بزمهاى مستانه‌اش بپرس . راستى آيا اين همه بار گناه كه بر دوش دارى براى تو كافى نيست كه اكنون مىكوشى با اين اقدام بر وزر و و بال خود بيفزايى ! ؟ « 1 » امام حسين عليه السلام علاوه بر موضوع ولايتعهدى يزيد در برابر ديگر جنايات معاويه نيز از قبيل كشتن حجر بن عدى و ياران او ، عمرو بن حَمِق و حضرميان و نيز الحاق و انتساب زياد بن سميّه به خود ، موضع‌گيرى كرده كه در تاريخ ثبت شده است . « 2 »

بيدارگرى افكار عمومى

از محورهاى مهم فعاّليتهاى امام حسن و امام حسين عليهما السلام در عصر معاويه بويژه پس از جريان صلح ، برملا كردن چهره نفاق معاويه براى همگان و بيدارگرى افكار عمومى نسبت به واقعيتهاى تلخى است كه در ابعاد سياسى و فرهنگى در جامعهء اسلامىِ تحت سلطهء طاغوتى همچون معاويه وجود داشت و مردم با بىتفاوتى از كنار آنها مىگذشتند و در بسيارى از مواقع - به خاطر تبليغات سوء و فريبندهء معاويه - صبغهء دينى و وجهه شرعى پيدا مىكرد . در نتيجه هر نوع قيام و برخورد نظامى عليه وضع موجود را بىثمر و حتى غيرمشروع مىنمود . نامهء افشاگرانهء امام عليه السلام به معاويه ، سخنرانى عمومى وى در
هامش
( 1 ) - الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 175 - 186 .
( 2 ) - براى آگاهى بيشتر از سخنان امام عليه السلام در زمينه‌هاى يادشده رجوع كنيد به الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 181 ؛ انساب‌الاشراف ، ج 3 ، ص 154 - 155 ( پاورقى ) .