درس نهم بروز آشوبها و فتنهها در قلمرو اسلامى
در دوران امامت امام هادى عليه السلام و پس از آن ، در دوران امامت امام عسكرى عليهما السلام قلمرو خلافت اسلامى صحنهء درگيريها ، آشوبها و جنبشهاى مسلّحانهء گروههاى مختلف با انگيزههاى گوناگون بود ، و برخوردهاى اعتقادى و مناقشات علمى دوران مأمون ، در اين دوره جاى خود را به تحرّكات سياسى و برخوردهاى نظامى داده بود . علّت اساسى آن تبديل ساختار حكومت از خلافت اسلامى به سلطنت بود كه تحت سيطرهء فرماندهان ارتش و نظاميان ترك اداره مىشد و خلفاى عبّاسى در اين دوره تنها عنوان خليفه را يدك مىكشيدند و در حدّ ابزار اعمال سياستهاى نظامى فرماندهان ترك بودند ، و گرنه هيچ نقشى در شؤون مختلف مملكتى و حكومتى نداشتند ، تا جايى كه وقتى يكى از خلفاى بنىعباس از صاحب ديوان خود - مسؤول امور مالى دربار - براى انجام كارهاى شخصى خويش دويست درهم طلب كرد ، وى از دادن آن خوددارى نمود و پرداخت آن را مشروط به موافقت فرماندهء نظامى دانست . « 1 » در چنين شرايطى طبيعى بود كه همهء راهها به راه حلّ نظامى ختم شود و كسى جز شمشير تكيه گاه و پناهگاهى نداشته باشد ؛ از اين رو ، منشأ اساسى روى آوردن جناهها و گروههاى مخالف دستگاه خلافت به ويژه حكومت نظاميان ترك را در اين دوره - علاوه بر ضعف و هرج و مرج سياسى - فاصله گرفتن زمامداران از اسلام ، روى آوردن به عيّاشى و خوشگذرانى و وارد آمدن فشارهاى سياسى و اقتصادى بيش از حدّ به تودههاى مردم از سوى دولتمردان - بايد همين صبغهء نظامىگرى حكومت دانست . در درس بعدى به جنبشهاى علويان اشاره خواهيم كرد . در اين درس به بحث از فتنهها و آشوبهايى مىپردازيم كه از سوى غير علويان در قلمرو اسلامى آن روز پديد آمده است .