تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤

از او دربارهء مستند اين حكم بپرس ؛ زيرا چنين فتوايى نه در قرآن بدان سخن رفته و نه در سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله . متوكّل ، نظر آنان را به امام عليه السلام منعكس كرد و از حضرت ، مستند و مدرك فتواى وى را خواست . امام در پاسخ ، اين آيه را نوشت : « فَلَمّا رَأَوْا بَأسَنا قالُوا امَنّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنْا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ . فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ ايمانُهُم لَمّا رَأَوْا بَأْسَنا . . . . » « 1 » هنگامى كه شدّت عذاب ما را ديدند گفتند : هم اكنون به خداى يكتا ايمان آورده و به همهء معبودهايى كه همتاى او مىشمرديم كافر شديم . امّا ايمانشان پس از مشاهدهء عذاب ما ، سودى به آنان نبخشيد . متوكّل ، پاسخ مستدلّ امام عليه السلام را پذيرفت و دستود داد فرد زناكار را آنقدر تازيانه بزنند تا بميرد . « 2 » - يادكردن كافر با كنيه : متوكّل ، كاتب نصرانيى داشت كه سخت مورد علاقه‌اش بود ؛ روى همين جهت او را با كنيهء « ابو نوح » خطاب مىكرد . بعضى منشيان به اين امر اعتراض كرده گفتند : سزاوار نيست براى كافر كنيه قرار داده شود . متوكّل ، از فقيهان دربارى استفتا كرد . هر كدام نظرى دادند . استفتايى نيزاز امام هادى عليه السلام كرد . امام عليه السلام در پاسخ نوشت : « بِسْم اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحيم . تَبَتْ يَدا ابى لَهَبٍ وَ تَبِّ . » « 3 » به نام خداوند بخشندهء مهربان . بريده باد هر دو دست « ابولهب » و مرگ بر او باد !

هامش
( 1 ) - مؤمن ( 40 ) ، آيات 84 و 85 .
( 2 ) - وسائل الشيعه ، ج 18 ، ص 407 ، مناقب ، ؟ ؟ ؟ ص 405 ؛ بحارالانوار ، ج 50 ، ص 172 .
( 3 ) - تبّت ( 111 ) ، آيه 1 .