مىداد . در ذيل به سه نمونه از اين گونه موارد اشاره مىكنيم . - نذر متوكّل : متوكّل مريض شد . نذر كرد در صورت بهبودى ، دينارهاى ( سكّههاى طلايى ) زيادى را صدقه بدهد . پس از بهبودى ، فقها را جمع كرد و از مقدار دينارهايى كه بايد صدقه بدهد تا صدق « كثير » بكند ، پرسيد . هر كس چيزى گفت : ناچار با راهنمايى فردى به امام عليه السلام متوسّل شد . حضرت پاسخ داد : بايد هشتاد دينار صدقه بدهد . وقتى پاسخ امام عليه السلام به اطّلاع متوكّل رسيد ، از علّت و دليل حكم سؤال كرد . حضرت در پاسخ ، به ايهء ذيل استناد كرد : « لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّه فى مَواطِنَ كَثِيرَةٍ . » « 1 » خداوند شما را در جاهاى زيادى يارى كرد . و افزود : جنگهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله راشمرديم ، هشتاد مورد شد . متوكّل با شنيدن اين فتوا و اين استدلال قرآنى خوشحال شد و به آنكه او را به امام عليه السلام راهنمايى كرده بود ده هزار درهم ( سكّه نقره ) جايزه داد . « 2 » كيفر مسيحى زناكار : مرد نصرانيى را كه با زن مسلمانى زنا كرده بود و نزد متوكّل آوردند تا حدّ الهى را بر او جارى كند . نصرانى پيش از اجراى حدّ مسلمان شد . « يحيى بن اكثم » گفت : اسلام ، جرائم دوران كفر را محو مىكند - بنابراين ، حدّ از او ساقط است . - بعضى گفتند : بايد سه بار حدّ بر او جارى شود . برخى ديگر ، فتواى ديگرى دادند . متوكّل با مشاهدهء اين اختلافات ، ناگزير شد مسأله را به صورت كتبى از امام عليه السلام استفتا كند . امام عليه السلام در پاسخ نوشت : « آنقدر بايد شلّاق بخورد تا بميرد » . فتواى امام عليه السلام مورد انكار « يحيى بن اكثم » و ساير فقها قرار گرفت . آنان به متوكّل گفتند :
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 243
مساهمون: على رفيعى
ص٢٤٣
هامش
( 1 ) - توبه ( 9 ) ، آيهء 25 .
( 2 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 402 ؛ احتجاج ، ج 2 ، ص 453 ؛ بحارالانوار ، ج 50 ، ص 162 .