« يحيى بن اكثم » قاضى القضات حكومت عباسى بود . وى با توجّه به تجربهاى كه از مناظرهء امام عليه السلام با « ابن سكّيت » به دست آورده بود . سؤالات و مباحث لازم به طرح در جلسه مناظره را از قبل نوشته و آماده كرده بود تا براى آزمون حضرت از وى بپرسد .
امام عليه السلام ، سؤالات او را ديافت كرد و به ابن سكّيت فرمود : پاسخ آنها را بنويس ! سپس يكايك سؤالات او را كه در موضوعات گوناگون بود با منطقى رسا و مستدلّ بيان كرد .
پاسخهاى حضرت به مسائل مشكل « ابن اكثم » آنچنان روشنگر و براى دستگاه خلافت خطرناك و كوبنده بود كه « يحيى بن اكثم » در پايان اين جلسه رو به متوكّل كرد و خيرخواهانه به او گفت :
پس ازاين جلسه و اين پرسشها سزاوار نيست از او دربارهء مسألهء ديگرى پرسيده شود ؛ زيرا هيچ مسألهاى به مشكلى اين مسائل نخواهد رسيد ( با اين حال ، او همهء آنها رابا دليل و برهان پاسخ گفت ) و آشكار شدن مراتب علم و دانش او موجب تقويت شيعيان خواهد گشت . « 1 »
ط - حلّ معضلات علمى حكومت
با آنكه سياست كلّى خلفاى عباسى ، منزوى كردن امامان عليه السلام و بهرهگيرى ازنظرات و فتاواى عالمان در زمينهء مسائل و مشكلات علمى بود ، امّا گاه شرايط پديد مىآمد و مسائل و معضلات علميى پيشاروى حكومت رخ مىنمود كه حلّ آن از عهدهء عالم نمايان دربارى بيرون بود و خليفه ناچار مىشد براى حل مشكل به امام عليه السلام روى بياورد ، و حضرت با دانش امامت ، چنان مسأله را مىشكافت و حق را روشن و مستدلّ بيان نمى كرد كه فقهاى دربارى در برابر آن تسليم شده لب به تحسين و تمجيد آن حضرت مىگشودند و خليفه ، نظر و فتواى امام عليه السلام را مىپذيرفت و همان را ملاك عمل قرار
هامش
( 1 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 405 . مشروح پرسشهاى ابن اكثم و پاسخهاى امام عليه السلام در منبع ياد شده ، ص 403 - 405 و بحارالانوار ، ج 50 ، ص 165 - 172 آمده است .