تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

روزى او را - كه فردى سياه چهره بود و لباس و عمّامه سياهى نيز پوشيده بود سوار بر اسب سياهى ديدم . در دل گذراندم : لباسهاى سياه ، مركب سياه و مرد سياه چهره . سياه در سياه در سياه ! هنگامى كه او به من رسيد ، به چهره‌ام خيره شد و فرمود : قلب تو سياهتر از چيزى است كه چشمانت ديد ؛ از سياه در سياه در سياه ! من ( با شنيدن سخن او كه از راز دلم خبر مىداد ) خود را باختم و پاسخى براى گفتن نداشتم . - از آنچه ديدى چه اندازه دلت روشن گشت ؟ - خدا داناتر است . اين ديدار ، موجب شد كه « يزداد » مسلمان شود . در بستر بيمارى كه منجر به مرگش شد شهادتين رابه زبان جارى كرد و افزود : گواهى مىدهم كه « على بن محمّد عليه السلام » حجّت خدا بر بندگانش و ناموس بزرگ او مىباشد . قلب من « به بركت آن ديدار ) سفيد و روشن شد . « 1 » خلاصه پيشواى دهم عليه السلام پس از انتقال به سامّرا برغم آن تحت مراقبت شديد حكومت قرار داشت ، فعاليّتها و مبارزات خود را دنبال مرد . اهمّ تلاشهاى آن حضرت را مىتوان در چند محور ؛ ازجمله « تبيين و تثبيت موضع امامت خويش » بيان نمود . امام عليه السلام در اين موضع از راههاى مختلف و در ريارويى با قشرهاى گوناگون جامعه از شخص خليفه گرفته تا دولتمردان و عامّه مردم ، امامت خويش را اثبات كرده ، از طريقِ گفتگو و با استناد به آيات شريفهء قرآن و نيز كرامات و معجزه ، به آنان فهماند كه شرايط جانشينى از پيامبر صلى الله عليه و آله و رهبرى و پيشوايى امّت ، تنها در وجود اوجمع است و ديگران

هامش
( 1 ) - دلائل الامامة ، ص 221 ؛ بحارالانوار ، ج 50 ، ص 161 .