« فتح » با شنيدن سخنان امام عليه السلام به اشتباه خود پى برد و وسوسههاى شيطانى را از خود دور ساخت و به امامت آن حضرت معتقد گشت . « 1 » امام هادى عليه السلام در اين ديدار ، متناسب با درك و آمادگى طرف ، جايگاه امامت درنظام اعتقادى و عملى اسلام را با استناد به قرآن تشريح كرد ، و با اعلام آگاهى از غيب و آگاه كردن طرف از آنچه كه در فكر او مىگذرد ، شبههها و وسوسههاى شيطانى را از ذهن او زدود .
* ارائه كرامت و معجزه
پيش از اين پارهاى از كرامات پيشواى دهم عليه السلام را كه در راستاى تبيين و تثبيت موضع امامت آن حضرت براى افرادبود - ذكر كرديم . اينك يك نمونهء ديگر :
« محمّد بن اسماعيل كاتب » به نقل از پدرش مىگويد : در سامرّا « يزداد مسيحى » شاگرد « بُخْتِيَشوع » راديدم كه از خانهء « موسى بن بغا » باز مىگذشت . با هم همراه شديم و به گفتگو پرداختيم . چون از كنار خانهاى گذشتيم « يزداد » گفت :
- صاحب اين خانه را مىشناسى ؟
- كيست ؟
- جوانى از اهل حجاز به نام على بن محمّد بن رضا عليه السلام
- مگر چه شده است ؟
- اگر آفريدهاى علم غيب بدانداو است .
- چطور ؟
- حادثه شگفتى از او برايت بگويم كه هيچ كس - نه تو و نه ديگران - آن را نشنيده است ؛ ليكن خدا رابر تو گواهمى گيرم كه آن را براى كسى فاش نكنى ؛ چه آن كه من پزشكم و زندگى ام در دست « سلطان » است . . . .
هامش
( 1 ) - اثبات الوصيّة ، ص 198 .