آن چنان تحت تأثير رفتار و سخنان امام هادى عليه السلام قرار گرفت و شيفتهء آن حضرت شد كه در محضر او به خاك افتاد و بر پاى مركبش بوسه زد . سخن گفتن حضرت با او به زبان تركى و بردن نام خاصّ او كه در كودكى بدان خوانده مىشد نقش مهمّى در اين گرايش و كرنش داشت .
خلاصه
امام هادى عليه السلام با آنكه از محبوبيّت و پايگاه مردمى برخوردار بود ، مخالفت علنى با دستگاه خلافت را مصلحت نديده ، همان سياست مبارزه منفى پدر و جدّ بزرگوارش را دنبال كرد .
مخالفت امام عليه السلام با درخواست متوكّل - با توجّه به مضمون نامهاى كه پيش از اين براى او نوشته بود - به معناى تأييد اتّهامى بود كه والى مدينه به آن بزرگوار نسبت داده بود .
علاوه بر اين ، شرايط مخالفت و موضعگيرى حادّ عليه خليه از جمله در اختيار داشتن نيروى انسانى مؤمن و وفادار به آرمانهاى امامت - در حدّى كه براى رويارويى با جنايتكارى مثل متوكّل و ادارهء حكومت پس از آن ، بتوان به آن اعتماد كرد - براى پيشواى دهم عليه السلام فراهم نبود و چنانچه با شرايط موجود عليه طاغوت زمان قيام مىكرد ، نه تنها به اهداف موردنظر نمىرسيد كه چه بسا خود و يارانش از بين مىرفتند ، يا حدّاقل جبههء حق به امامت آن گرامى ناتوان شده از هم فرو مىپاشيد . با اين حال ، امام عليه السلام ناخشنودى خود را از سفر به « سامرّا » و اجبارى بودن آن را به بعضى از افراد گوشزد كرد .
نسبت به فعّاليّتهاى امام هادى عليه السلام در مدينه ، گرچه متون تاريخى بطور مشخّص متعرّض نشدهاند ، ولى از شواهد و قراين تاريخى و گفتگوهاى آن حضرت با افراد از قبيل : ارتباط مداوم دانش پژوهان با آن حضرت ، گزارش والى مدينه از فعّاليّتهاى امام عليه السلام به متوكّل ، اقدام سريع نسبت به احضار آن گرامى به سامرّا ، اظهارات « يزداد » پزشك دربارى ، آگاه ساختن افراد از بعضى جريانات سياسى ، ديدار امام عليه السلام با بعضى از چهرههاى برجستهء نظامى حكومت عباسى و . . . مىتوان به ابعاد و گسترهء فعّاليّتهاى آن حضرت پى برد .
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: على رفيعى
ص١٦٠