ذات باريتعالى است .
تأمّل در مضمون سخن امام عليه السلام مىرساند كه اين روايات ارتباطى با مسألهء « بداء » ندارد .
مضمون روايات اين است كه خداوند با مرگ محمّد امامت امام عسكرى عليه السلام را براى شيعيان - كه معتقد بودند محمّد به خاطر كمالات و شايستگيها و نيز پسر بزرگ بودنش ، جانشين پدر خواهد شد - آشكار ساخت و مرگ او در حيات پدرش موجب شد هر گونه شك و ترديدى نسبت به امامت امام عسكرى عليه السلام از دلها زدوده شود .
اين روايت بيانگر مقام و منزلت محمّد نزد خداوند است ؛ چه آنكه بر اين مطلب دلالت دارد كه هر چند او امام نبود و ارادهء خدا بر امامت برادر بزرگوارش ابومحمّد تعلّق گرفته بود ، ولى تالى تلو امام عليه السلام بود ؛ چون مستفاد از مجموع روايات وارد شده در اين زمينه اين است كه در ديد مردم شرايط و مقتضيات امامت - از جمله فرزند بزرگ امام بودن و برخوردارى از شايستگيها و كمالات نفسانى - در وجود ابوجعفر نيز فراهم بوده است ؛ ولى آنان غافل از اين بودند كه مرتبهء اكمل و اتمّ اين شرايط و مقتضيات در وجود مبارك برادرش ابومحمّد عليه السلام جمع است . به همين جهت ارادهء خداوند بر امات آن گرامى پس از پدر تعلّق گرفته است و اين مسأله بعد از فوت محمّد براى مردم آشكار شد .
حسين
در منابع تاريخى نسبت به حسين ، فرزند امام هادى عليه السلام و شرح زندگى او چيزى ذكر نشده است ؛ جز آنكه محدّث قمى از او به عنوان سيّدى جليلالقدر و عظيمالشّأن ياد كرده و افزوده در بعضى روايات از او و برادرش امام حسن عسكرى عليه السلام تعبير به « سبطين » شده و اين دو برادر بزرگوار به دو جدّشان دو سبط رسول اكرم صلى الله عليه و آله امام حسن و امام حسين عليهما السلام تشبيه شدهاند .
و نيز مىافزايد : در روايت ابوالطيّب است كه صداى حضرت حجةبن الحسن عليه السلام شبيه صداى حسين بود ؛ سپس از شجرةالاولياء نقل مىكند كه حسين فرزند حضرت امام على
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 16
مساهمون: على رفيعى
ص١٦