تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥

بعضى از بزرگان همچون عالمان جليل‌القدر ميرزا محمّد تهرانى و نيز علّامهء بزرگوار شيخ محمّدعلى اردوبادى هر كدام كتابى دربارهء معجزات و كراماتى كه از اين امامزادهء جليل‌القدر ديده شده نوشته‌اند . « 1 » وى نه تنها نزد شيعه بلكه نزد اهل سنّت و اعراب باديه هم از جايگاه رفيعى برخوردار است . آنان نيز احترام او را دارند و از جنابش مىترسند ؛ از اين رو هرگز قسم دروغ به او نمىخورند و پيوسته از اطراف براى او نذر مىبرند و مرقدش فصل‌الخصومهء بسيارى از اختلافات و مشاجرات است ؛ چرا كه وقتى امر منتهى به قسم به امامزاده محمّد مىشود منكر از قسم خوردن نكول مىكند و حق را به طرف دعوا مىدهد ، مبادا مورد خشم و نفرين آن بزرگوار قرار گيرد . « 2 » بنابر قول شيخ كلينى زمانى كه محمّد ، فرزند امام هادى عليه السلام فوت كرد گروهى از بنىهاشم براى عرض تسليت به خانهء امام هادى عليه السلام رفتند ؛ ديدند براى آن حضرت در صحن منزل بساطى گسترده‌اند و متجاوز از يكصد و پنجاه نفر از آل ابىطالب ، بنى عباس و قريش گرد آن بزرگوار نشسته‌اند . در اين هنگام امام‌حسن عليه السلام - در حالى كه گريبان خود را در مرگ برادر چاك زده بود - وارد شد و كنار پدر ايستاد . پس از ساعتى امام هادى عليه السلام رو به او كرد و فرمود : « يا بُنَىَّ احْدِثْ للَّهِ شُكْراً فَقَدْ احْدَثَ فيكَ امْراً » « 3 » پسرم ! تازه كن شكر خداى را كه خداوند تازه كرد در حقّ تو امرى را . چند روايت ديگر نيز بدين مضمون وجود دارد . « 4 » ممكن است در اين روايات تصوّر « بداء » شود و گفته شود ارادهء خدا نخست بر امامت محمّد فرزند بزرگ امام هادى عليه السلام تعلّق گرفته بود ، ليكن براى خدا « بداء » حاصل شد و به فرزند ديگرش امام حسن عليه السلام تعلّق گرفت . در صورتى كه چنين نسبتى به خدا محال است چون مستلزم نسبت جهل به

هامش
( 1 ) - الامام الهادى من المهد الى اللحد ، ص 137 .
( 2 ) - ر . ك : النجم الثّاقب ، ص 114 .
( 3 ) - كافى ، ج 1 ، ص 326 .
( 4 ) - ر . ك : همان مدرك .