2 - بىاعتنايى نسبت به مستكبران
حضرت على بن موسى ( ع ) به همان مقدار كه نسبت به مستمندان و زير دستان لطف و محبّت داشت و در برابر آنها متواضع بود ، با مستكبران و طاغوتهاى زمان خود با بىاعتنايى و از موضع قدرت برخورد مىكرد . به عنوان نمونه به برخورد آن حضرت با « فضل بن سهل » وزير مأمون توجّه كنيد : فضل بن سهل ، ملقب به « ذوالرياستين » « 1 » ، به حضور امام رضا ( ع ) رسيد . يك ساعت بر سر پا ايستاد ( و امام ( ع ) به او اعتنايى نكرد ) تا آن كه سربلند كرد و به او فرمود : چه حاجتى دارى ؟ گفت : سرور من ! اين نامهاى است كه اميرالمؤمنين ، مأمون ، براى من نگاشته است « 2 » ؛ و شما كه وليعهد مسلمانان هستيد سزاوارتريد كه همسان با عطاياى مأمون مرا مشمول بخششهاى خود سازيد . امام ( ع ) فرمود : نامهء ( مأمون ) را بخوان ، و آن نامه بر روى پوستى بزرگ نوشته شده بود . فضل مدت زيادى بر سر پاى ايستاد تا از خواندن نامه فارغ شد . حضرت فرمود : اى فضل ! اگر تقواى الهى پيشه كنى و از مخالفت اوامر او براى هميشه بپرهيزى همانند آنچه در اين نامه آمده ما نيز به تو مىدهيم . « 3 » امام ( ع ) ضمن بىاعتنايى به اين فرد رياستطلب و خودخواه و اجازه ندادن به او براى نشستن ، با بيانى كوتاه و تعريض آميز ، نقشهء فضل را خنثى كرد و آرزوى او را بر باد داد ؛ چندان كه وى ، مأيوسانه و با حالتى سرافكنده و خفّت آميز محضر امام ( ع ) را ترك كرد .