نجمه خاتون ، بانويى بزرگوار بوده است كه در سِلك بردگان ، از آفريقا به مدينه آورده شده بود . جريان راهيابى آن بانوى مكرم به بيت امامت و افتخار همسرى موسىبن جعفر ( ع ) بنابر نقل شيخ كلينى و شيخ مفيد چنين است : هشام بن احمر « 1 » مىگويد : حضرت موسى بن جعفر ( ع ) به من فرمود : آيا خبر دارى كه در اين روزها كسى از برده فروشان مغرب به مدينه آمده باشد ؟ عرض كردم : اطلاع ندارم . فرمود : چرا ، مردى از اهالى مغرب وارد مدينه شده است ، بيا نزد او برويم . امام ( ع ) سوار بر مركب خود شد . من نيز سوار شدم و به نزد آن مرد رفتيم ؛ ديديم مردى از اهالى مغرب بردگانى چند همراه دارد . به او گفتيم : بردگانت را به ما نشان بده ! او هفت تن از كنيزان خود را به ما نشان داد . ولى امام ( ع ) هيچ يك از آنان را نپسنديد و فرمود : كنيز ديگرى بياور ! برده فروش گفت : جز يك كنيز بيمار بردهء ديگرى ندارم . حضرت فرمود : چه اشكال دارد كه او را به ما نشان دهى ؟ برده فروش امتناع كرد . امام ( ع ) بازگشت . روز بعد مرا نزد او فرستاد و فرمود : آن كنيز را به هر قيمت شده بخر . من نزد بردهفروش رفتم . گفت : من آن كنيز را به كمتر از فلان مبلغ نمىفروشم . من به همان قيمت او را خريدم . مرد مغربى ( پس از فروش كنيز ) پرسيد : آن مرد كه ديروز همراه تو آمده بود چه كسى بود ؟ گفتم : مردى از بنى هاشم . گفت : از كدام تيره ؟ گفتم : بيش از اين اطلاعى ندارم ؟ گفت : اينك من تو را از جريان خريدارى اين كنيز مطلع مىسازم : من او را از دورترين نقطه مغربزمين ( آفريقا ) خريدم . زنى از اهل كتاب با من ديدار كرد و گفت : اين كنيز نزد تو چه مىكند ؟ گفتم : او را براى خود خريدهام . گفت : سزاوار نيست كه اين كنيز نزد فردى چون تو باشد ؛ بلكه سزاوار است نزد بهترين مرد روى زمين باشد و پس از اندكمدتى پسرىازاو متولد خواهدشد كه در شرق وغرب عالم مانندش متولد نشده باشد ! هشام مىگويد : من كنيز را به مدينه نزد موسى بن جعفر ( ع ) بردم . زمان چندانى نگذشت كه حضرت رضا ( ع ) از او متولد شد . « 2 »
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 26
مساهمون: على رفيعى
ص٢٦
هامش
( 1 ) - در ارشاد ، نام او « هشام بن احمد » ضبط شده است .
( 2 ) - كافى ، ج 1 ، ص 486 ؛ ارشاد ، ص 307 .