ندارد و سياستها ، موضعگيريها ، امر و نهىها و عزل و نصبها نمىتواند ناشى از رضايت و موافقت آن بزرگوار باشد . بنابراين وجود امام رضا ( ع ) در منصب ولايتعهدى هيچ گونه توجيهى براى كارهاى دستگاه خلافت نخواهد بود . ج - حضرت رضا ( ع ) با اتخاذ اين موضع و بيان اين شرايط در پى ردّ پيشنهاد مأمون ، عملًا به همگان فهماند كه خواستار دنيا و جاه و مقام نيست و اگر ولايتعهدى را پذيرفته بنابر ضرورت و حكم اجبار بوده است . بنابراين ، اين نقشهء مأمون كه سعى مىكرد وانمود كند امام ( ع ) به دنيا بىرغبت نيست ، با اين شرايط امام ( ع ) نقش بر آب شد . خليفهء عباسى پس از گذشت مدتى ، به عمق شرايط امام ( ع ) و زيانهايى كه از پذيرش آن شرايط متوجه حكومتش شده بود ، پى برد . از اين رو بارها در صدد برآمد با لطايف الحيل و بر خلاف تعهد خود ، امام ( ع ) را به تدبير امور حكومتى وادارد و سياست مبارزه منفى آن حضرت را نقض كند . معمّر بن خلّاد از قول امام رضا ( ع ) نقل مىكند : مأمون به من گفت : اى ابوالحسن ! اگر ممكن است بعضى از كسانى را كه مورد وثوق و اعتماد شما هستند بر مناطقى كه دست به آشوب زده عليه ما شورش كردهاند بگماريم . ولى امام ( ع ) نپذيرفت و قرار قبلى ميان خود و او را - مبنى بر دخالت نكردن در امور حكومتى - يادآور شد . « 1 » نمونهء ديگر ، دعوت از امام رضا ( ع ) براى نماز عيد است . مأمون به اين بهانه كه مردم مراتب فضل و كمال آن حضرت را بشناسند و دلهايشان بر اين دولت فرخنده آرام گيرد ، از امام ( ع ) دعوت كرد تا نماز عيد را به جا آورد و براى مردم خطبه بخواند . حضرت رضا ( ع ) نپذيرفت و همان شرايط را خاطر نشان ساخت و از مأمون خواست تا وى را از اين امر معاف دارد . مأمون ، حرفهاى خود را تكرار و روى آنها پافشارى كرد . امام ( ع ) فرمود : حال كه چنين است ، مىپذيرم ، به شرط آنكه همان گونه كه جدّم رسول خدا ( ص ) و امير مؤمنان ( ع ) براى نماز بيرون مىرفتند ، بيرون روم . مأمون موافقت كرد و گفت : هر گونه كه دوست داريد بيرون رويد . سپس فرماندهان ، سپاهيان و مردم به
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 196
مساهمون: على رفيعى
ص١٩٦
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرّضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 177 .