تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١

- آيا با آشكار ساختن اين امر ( امامت ) از اينان ( ستمگران عباسى ) نمىهراسى ؟ - اگر از آنان بيمناك بودم عليه جان خودم برخاسته بودم ! ابو لهب نزد پيامبر ( ص ) آمد و او را تهديد كرد . رسول خدا فرمود : اگر از ناحيهء تو به من آسيبى رسيد من دروغگو خواهم بود . . . . ( و من مىگويم : ) اگر از ناحيهء هارون به من آسيبى رسيد ، من دروغگو خواهم بود . « حسين بن مهران » گفت : معجزه و نشانه‌اى كه ما مىخواستيم ارائه داديد ، چه بهتر است كه امر امامت را آشكا كنيد . امام فرمود : منظورت از آشكار كردن چيست ؟ آيا مىخواهى نزد هارون روم و به او بگويم : من امام هستم و تو هيچكاره ؟ رسول خدا ( ص ) در ابتداى كار ، چنين روشى نداشت ، بلكه موضوع رسالت خود را با دوستان و كسانى كه مورد اعتمادش بودند در ميان گذاشت . شما به امامان پيش از من اعتقاد داريد و مىگوييد : على بن موسى الرّضا از روى « تقيّه » از زنده بودن پدرش اطلاع نمىدهد . من در تبيين امامت خويش از شما تقيّه نمىكنم ، چگونه در ادعاى زنده بودن پدرم - در صورتى كه زنده باشد - تقيّه خواهم كرد ؟ « 1 » حضرت رضا ( ع ) در اين روايت ، امامت خود را بدون هيچ ملاحظه و تقيّه‌اى به حاضران كه جمعى از واقفيّه بودند اعلام كرد ولى اين نظر آنان را - كه معتقد بودند اگر شما امام هستيد بايد از اعلام اين حقيقت در برابر هارون نيز پروايى نداشته باشيد - ردّ كرد و براى اثبات نظريّه خود به روش پيامبر ( ص ) در آغاز رسالت خود استناد نمود . « 2 »

ب - ساير گروهها

فعّاليّتهاى فرهنگى و تبليغاتى امام رضا ( ع ) در برابر گروههاى منحرف از خطّ امامت به واقفيّه محدود نمىشد ، بلكه ساير گروهها را نيز همچون : « صوفيّه » ، « غلات » ، « مفوّضه » ، « خوارج » ، « مدعيان امامت » و . . . دربر مىگرفت . امام ( ع ) در برخورد با هر يك از اين گروهها ضمن تصريح به امامت خويش سعى مىكرد آنان را به حق رهنمون سازد و آن جا كه از هدايت ايشان مأيوس مىشد با برملا كردن ماهيت اعتقادى و چهره پليدشان
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 114 - 115 .
( 2 ) - برخوردهاى امام ( ع ) با واقفيّه بسيار زياد است كه ما به لحاظ محدوديت اين سلسله درسها به همين مقدار بسنده كرديم .