است . . . . » « 1 »
2 - مخالفان الف - مخالفان سياسى معاصر امام عليه السلام : * هارون الرشيد :
مردم به حضور هارون الرشيد بار يافتند . آخرين نفر موسى بن جعفر عليه السلام بود . هنگامى كه چشم هارون به امام عليه السلام افتاد به جنب و جوش در آمد و چشم به انتظار حضرت ماند ، و چون امام عليه السلام داخل شد هارون روى دو زانو نشست و آن گرامى در آغوش گرفت و از احوال آن حضرت مىپرسيد و امام پاسخ مىداد : خير است .
هنگامى كه امام خواست برود ، هارون دوباره او را در آغوش گرفت و بدرقه كرد . مأمون كه ناظر اين جريان بود مىگويد : عرض كردم اى اميرمؤمنان ! با اين مرد ، رفتارى كرديد كه هيچگاه با كسى نكرده بوديد ! اين فرد چه كسى بود ؟ گفت : فرزندم ! اين ، وارث دانش پيامبران ، موسى بن جعفر بن محمد است . اگر در جستجوى دانش صحيح هستى بايد در نزد او بجويى .
هارون ، سرسختترين دشمن موسى بن جعفر عليه السلام در اين سخنان ، به شخصيت بى نظير فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله اعتراف نمود و با بياناين جمله كه « وى وارث دانش پيامبران است » شايستگى او را براى خلافت اسلامى و جانشينى رسول خدا صلى الله عليه و آله بيان كرد . اما چه كند كه به گفته خود : « ملك عقيم است » و همين مسأله او را به مبارزه و رقابت باپيشوا و خليفهء واقعى پيامبر صلى الله عليه و آله كشاند .
* فضل بن ربيع برمكى :
زمانى كه هارون ، موسى بن جعفر عليه السلام را نزد وزير خود فضل بن ربيع زندانى كرد ، او به هارون نوشت : من نمىدانم او را نزد خود نگه دارم ؛ زيرا او فردى است كه در حال حاضر در روى زمين كسى از وى داناتر و عابدتر نيست . « 2 »
هامش
( 1 ) كشف الغمه ج 3 ص 46
( 2 ) امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى محمد تقى مدرسى ص 222 .