تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢

شلوغى و ازدحام جمعيت استفاده كرد ، در ميان مردم رفت و از صحنه دور شد . « 1 » * اعمش مىگويد : موسى بن جعفر عليه السلام بر درخت قطع شده و خشكى گذشت . دست به آن كشيد ، سرسبز و داراى ميوه شد ؛ و من از ميوه آن خوردم . « 2 » * رشيق ، خدمتكار هارون الرشيد مىگويد : هارون مرا مأمور كشتن ، موسى بن جعفر عليه السلام كرد . در اين هنگام امام عليه السلام عصايى راكه در دست داشت تكان داد ؛ ناگاه تبديل به اژدها شد و برگردن هارون پيچيد . هارون كه سخت به وحشت افتاده بود ناچار فرمان داد من او را آزاد كردم . « 3 » * على بن يقطين مىگويد : هارون الرشيد مرد شعبده بازى را مأمور كرد كه از طريق شعبده به مبارزه با آن حضرت برخيزد و امر امامت را باطل كند و حضرت را در مجلس خجالت دهد . براى اين منظور ، با حضور هارون مجلسى فراهم و سفره‌اى گسترده شد . شعبده باز بر روى نانها عملى انجام داد كه هرگاه خدمتكار امام عليه السلام اراده مىكرد گروه نانى را برگيرد ، آن نان از دستش مىپريد و هارون از اين منظره مىخنديد و شادى مىكرد . امام عليه السلام كه چنين ديد بى درنگ صورت خود را به طرف نقش شيرى كه در پرده كشيده شده بود برگردانيد و خطاب به آن فرمود : « اى شير خدا ، دشمن خدا را بگير ! » ناگهان ، آن صورت مانند يك حيوان درندهء قوى پنجه‌اى ، از ديوار جست و آن مرد شعبده باز را دريد و طعمه خود كرد . هارون و نديمانش همگى با ديدن اين منظره ، بيهوش شده ، بر روى خود به زمين افتادند و از شدت وحشت ، خردها از سرهاشان پريد ، و چون پس از ساعتى به هوش آمدند ، هارون به حضرت گفت : به حقّى كه من بر تو دارم از تو مىخواهم به اين نقش شير امر كنى كه اين مرد را برگرداند . حضرت فرمود : اگر عصاى موسى ريسمانهايى را كه جادوگران فرعون بلعيده بود

هامش
( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 484 .
( 2 ) - دلائل الامامة ، ص 158 .
( 3 ) - همان .