تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

محتويات شكمبه و خون ، و اى نجات بخش فرزند از ميان بچه دان و رحم ، و اين بيرون آورنده اتش از بين آهن و سنگ و اى بيرون آورنده روح از ميان احشاء و امعاء مرا از چنگال هارون رهايى بخش . پس از دعاى امام عليه السلام مردى سياه كه شمشيرى برهنه در دست داشت در خواب نزد هارون امد ، بالاى سرش ايستاد و گفت : موسى بن جعفر را رهاكن و گرنه با اين شمشير ، گردنت را خواهم زد . هارون ترسيد و به زندانبان فرمان داد در زندان را بگشايد و آن حضرت را آزاد كند . « 1 » * حماد بن عيسى به محضر امام عليه السلام شرفياب شد و از حضرتش خواست تا دعا كند كه خداوند منزل ، زن ، فرزند ، خدمتكار و نيز تشرف به مكه در هر سال را ، به وى روزى فرمايد . امام عليه السلام براى وى چنين دعاكرد 6 « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقهُ دارا وَزَوْجَةً وَ وَلَدًا وَ خادِمًا وَالْحَجَّ خَمْسينَ سَنَةً » خداوندا ! بر محمد و آل محمد درود فرست و به او ، خانه ، زن ، فرزند ، خدمتكار و حج به مدت پنجاه سال ، روزى نما . حمّاد مىگويد : خداوند همه آنهايى را كه امام عليه السلام دعا كرده بود به من عنايت كرد . وى در جريان پنجاه و يكمين سفر خود به مكّه در ميقات هنگامى كه تصميم داشت براى احرام غسل كند حادثه‌اى پيش آمد و غرق شد و توفيق انجام پنجاه و يكمين حج را پيدا نكرد . « 2 » * يكى از ياران پيشواى هفتم عليه السلام به آن حضرت نوشت : من دخترانى چند دارم ، بدون آنكه پسرس داشته باشم و اصولًا مردان ما اندكند و همسر من هم اكنون حامله است . از خداوند بخواه كه حمل اورا پسر قرار دهد و نام او را نيز بگذار . امام عليه السلام در پاسخ نوشت : خداوند ، درخواستت رابرآورد و ( چون متولد شد ) نام او را محمّد بگذار .

هامش
( 1 ) - ماقب ، ج 4 ، ص 305 .
( 2 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 306 و بحارالانوار ، ج 48 ، ص 47 .