تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠

نويسندهء نامه - كه در جريان سفر به مكه نامه را به حضور امام عليه السلام نوشته بود - مىگويد : به كوفه بازگشتم خبر يافتم شش روز پيش از ورود من به كوفه خداوند پسرى به من عنايت كرده است . « 1 » * صاحب كتاب « نثر الدّر » نقل مىكند : به موسى بن جعفر عليه السلام گفته شد هادى عباسى نسبت به شما قصد سوء دارد و تصميم به قتل شما گرفته است . حضرت با خاندان و ياران خود مشورت كرد . گفتند : ما صلاح مىبينيم مدتى از او دورى گزينيد و خود را به وى نشان ندهيد ؛ زيرا ما از شرّ او نسبت به شما ايمن نيستيم . امام عليه السلام تبسمى كرد و فرمود او گمان مىكند كه بر پروردگارش پيروز خواهد شد ؛ سپس دست به دعا برداشت و از خداوند خواست تا شر هادى را از حضرتش دور كند . اعضاى خانواده امام عليه السلام كه چنين ديدند پراكنده شدند ؛ اما پس از مدتى كوتاه ، دوباره گرد آن حضرت جمع شدند . حضرت نامه‌اى را كه خبر از مرگ هادى عباسى داده بود ، براى آنان خواند وبدين ترتيب دعاى امام عليه السلام به اجابت رسيد . « 2 »

د تصرف در عالم وجود

امامان عليهم السلام در پرتو تهذيب نفس و تزكيهء باطن و كسب كمالات روحى و معنوى و بندگى خالصانهء پروردگار ، نيرو و توان تصرّف در عالم وجود را پيدا كرده توانسته‌اند فعل و انفعالى در عالم تكوين ايجاد كنند . براى اثبات اين كمال نفسانى براى پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام ، آيات ، راويات و شواهد تاريخى فراوانى وجود دارد . قرآن درباره حضرت سليمان مىفرمايد : « فَسَخَّرْنا لَهُ الرّيح تَجْرى بِامْرِه رُخاءً حَيْثُ اصابَ . وَالشَّياطينَ كُلُّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ . » « 3 » پس ما باد را مسخر او ساختيم تا به فرمانش به نرمى حركت كند و به هر جا او

هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 41 .
( 2 ) - الفصول المهمة ، ص 235 .
( 3 ) - ص ( 38 ) آيات 36 و 37 .