تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢

در پاسخ او بگو : سوگند به خدا او امامى است كه حضرت صادق عليه السلام براى ما گفته و معرفى كرده است . چنانچه از حلال و حرام پرسيد ازناحيه من به او پاسخ بده . عرض كردم : نشان مرد مغربى چيست ؟ فرمود : مردى بلند قامت و چاق است و يعقوب نام دارد . . . . روز ديگر من در حال طواف بودم كه مردى با همان خصوصياتى كه امام بيان كرده بود رو به من كرد و گفت : مىخواهم از تو درباره صاحبت بپرسم . گفتم : از كدام صاحب ؟ گفت : از فلان بن فلان . ( يعنى موسى بن جعفر عليه السلام ) گفتم : نامت چيست ؟ گفت : يعقوب . گفتم : اهل كجايى ؟ گفت : اهل مغرب . گفتم : از كجا مرا شناختى ؟ گفت : در خواب ديدم كه كسى به من گفت : به ديدار شعيب برو و آنچه خواهى از او بپرس . چون بيدار شدم نام تو را پرسيدم ، تو را به من معرفى كردند . . . . » « 1 » 3 - اعلام زمان ولادت و مرگ افراد : موسى بن جعفر عليه السلام به ابوالعلا - كه طبق فرمان آن حضرت كنيزى را به نام « مونسه » براى وى خريدارى كرده بود - فرمود : از اين كنيز صاحب فرزندى خواهم شد كه ( بجز امام رضا عليه السلام از همه فرزندانم سخىتر ، شجاع‌تر و عابدتر خواهد بود و نام آن ابراهيم است . سپس آن گرامى زمان و مكان ولادت او را نيز بيان كرد . و داستان همان گونه رخ داد كه امام عليه السلام خبر داده بود . « 2 » اسحاق بن عمّار مىگويد : امام كاظم عليه السلام خبر مرگ مردى را داد . من از اين خبر شگفت زده شده و در دلم آن را بعيد شمردم . ناگهان حضرت در حالى كه خشمناك و ناراحت به نظر مىرسيد رو به من كرد و فرمود : اى اسحاق ! رشيد هجرى ، بر دانش مرگها و بلاهايى كه بر مردم فرود مىآمد آگاهى داشت ، در حالى كه امام به دانستن آن سزاوارتر است . سپس فرمود : اى اسحاق ! هر كارى دارى انجام بده كه عمرت به پايان رسيده و تا دو سال ديگر خواهى مرد .

هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 35 .
( 2 ) - براى آگاهى از تفصيل جريان ر . ك : بحارالانوار ، ج 48 ، ص 66 .