1 - طرف مقابل آنان ، عالمان و دانشمندان ، يا سران جناحها و گروههاى فكرى بودند كه در جامعه بويژه درميان پيروان خود موقعيت ممتازى داشتند و پيروزى امام برايشان بازتاب گستردهاى در جامعه بويژه درميان پيروان آنان داشت .
2 - محتواى اين گفتگوها و مناظرات بيشتر ، مباحث اصولى و زير بنايى فرهنگى و اعتقادى بود كه با روشن شدن آنها بسيارى از مسائل فرعى و جنبى نيز روشن مىشد .
3 - مباحث مطرح شده در اين مناظرات بطور معمول مباحث روز بود . يعنى مباحثى بود كه مسلمانان در جامعهء خود با آنها روبهرو و درگير بودند ؛ از اين رو تبيين آنها در اولويت قرار داشت .
اينك - پس از اين مقدمه كوتاه - بخشى از احتجاجات و مناظرات موسىبن جعفر ( ع ) را مرور مىكنيم .
با عالمان دربارى
بخش اعظمى از مناظرههاى امامان ( ع ) را مناظره آنان با عالمان دربارى تشكيل مىدهد . چون هدف اساسى خلفا از جذب اين دين به دنيا فروختگان به دستگاه خلافت ، رويارويى با امامان شيعه و مكتب انسانساز آنان بود ؛ ازاين رو گاه و بىگاه آنان را وادار به مناظره با ائمه ( ع ) مىكردند . بعضى از مواقع نيز خود آنان پيشنهاد مناظره مىدادند تا مراتب جان نثارى خود به خلفا و شخصيّت و موقعيّت علمى خود را براى مردم به اثبات رسانند . در ذيل به دو نمونه از مناظرههاى اينان با موسىبن جعفر ( ع ) اشاره مىكنيم .
1 - ابو يوسف قاضى
« 1 » مهدى عباسى روزى در محضر امام كاظم ( ع ) نشسته بود . ابو يوسف قاضى نيز حضور داشت . وى به مهدى گفت : اجازه مىدهى سؤالهايى از موسى بن جعفر بكنم كه از پاسخ آن درمانده شود ؟ مهدى اجازه داد و گفتگوى زير ميان ابو يوسف و امام ( ع ) انجام شد .
هامش
( 1 ) - يعقوب بن ابراهيم انصارى معروف به ابويوسف از ياران نزديك و شاگردان زبده ابوحنيفه بود . وى نخست جزو اصحاب حديث بود ولى نظرش برگشت و جزو اصحاب رأى شد . او از فقهاى مشهور بود و در دوران خلافت مهدى ، هادى و هارون عهدهدار منصب قضاوت در بغداد بود . ابو يوسف ، نخستين كسى بود كه « قاضى القضاة » خوانده شد . وى كتابهاى زيادى نوشت و در فقه ، تفسير ، مغازى و شناخت ايام عرب يد طولانى داشت ( ر . ك : الاعلام ، زركلى ، ج 8 ، ص 193 ) .