فقها و بزرگان بنىهاشم آن را امضا كنند . هارون نامهاى طبق ميل يحيى نوشت و يك نسخهء آن را به يحيى داد . يحيى همراه فضل نزد هارون آمد . خليفه به ظاهر او را احترام كرد و دويستهزار دينار به وى كمك نمود ، « 1 » ولى در باطن كينهء او را به دل داشت و در پى فرصت و بهانهاى بود تا نامهء امان را نقض كند تا آنكه سرانجام به يكى از روحانى نمايان دربار به نام « ابوالبَخْتَرى » متوسل شد . اين روحانى مزدور فتوا داد : اماننامه باطل و خون يحيى حلال و قتل او جايز است ، و عهدنامه را گرفت و پاره كرد . هارون به پاس اين خوشخدمتى يك ميليون و ششصد هزار درهم به او بخشيد و او را به سمت قضاوت منصوب كرد و به استناد فتواى او يحيى را به زندان افكند و پس از مدتى او را به شهادت رسانيد . « 2 » ابوالفرج اصفهانى درباره چگونگى شهادت يحيى نقلهاى مختلفى ذكر كرده است ؛ بهنقل از ابراهيم بن رياح مىنويسد : در حالى كه يحيى زنده بود هارون روى او ستونى بنا كرد . « 3 »
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: على رفيعى
ص١١٨
هامش
( 1 ) - ر . ك : مقاتل الطالبيين ، ص 313 و بحارالانوار ، ج 48 ، ص 183 .
( 2 ) - ر . ك : بحارالانوار ، ج 48 ، ص 182 - 188 ، مقاتلالطالبيين ، ص 308 - 321 و تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 242 - 250 با اختصار .
( 3 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 320 و بحارالانوار ، ج 48 ، ص 186 .