امام كاظم ( ع ) و فاجعهء فخّ
رهبرى نهضت فخّ هر چند با درك و شناخت خود از واقعيتهاى جامعه و لزوم امربهمعروف و نهى از منكر دست به قيام زد ، ليكن قيام او بىارتباط با روش امام هفتم ( ع ) نبود . سخنان حسين و گفتگويى كه با امام ( ع ) در اين رابطه داشته گوياى اين است كه وى براى حركت خود با موسىبن جعفر ( ع ) در تماس و ارتباط بوده است . ابراهيم بن اسحاق قطان نقل مىكند : « از حسين بن على و يحيى بن عبداللَّه شنيدم كه مىگفتند : ما قيام نكرديم مگر آنكه با خاندانمان و نيز موسىبن جعفر ( ع ) مشورت كرديم و او ما را به قيام فرمان داد . « 1 » » در گفتگويى كه در مراحل اوّليهء قيام بين حسين و امام كاظم ( ع ) روى داد ، حضرت بىوفايى مردم و در نتيجه شكست نهضت او و شهادتش در اين را ه را به وى گوشزد كرد ؛ ليكن هنگامى كه احساس نمود حسين در تصميم خود استواراست او را تشويق نمودهفرمود : « گرچه تو كشته خواهى شد ولى همچنان در جهاد كوشا باش . اين گروه ، مردمى فاسق و بدكارند كه اظهار ايمان مىكنند ، ليكن در باطن منافق و مشركند . انَّا لِلَّهِ وَ انَّا الَيْهِ راجِعُونَ . من در اين راه از خداى بزرگ براى شما اجر و پاداش طلب مىكنم . » « 2 » هنگامى كه سرهاى بريده شهدا را به مدينه آورده و در مجلسى كه گروهى از خاندان پيامبر ( ص ) - و از جمله موسىبن جعفر ( ع ) - حضور داشتند به تماشا گذاردند ، همه سكوت كرده بودند جز امام كاظم ( ع ) كه چون چشمش به سر بريده حسين ، رهبر قيام فخّ افتاد فرمود : « انَّا لِلَّهِ وَ انَّا الَيْهِ راجِعُونَ . سوگند به خدا او درگذشت در حالى كه مسلمان و درستكار بود ، بسيار روزه مىگرفت و شبها را به قيام و عبادت مىگذرانيد و امربه معروف و نهىاز منكر مىكرد . در خاندان او چون وى وجود نداشت . « 3 » »