اين است كه آن حضرت وى را - به ظاهر در زمره جانشينان خود معرفى كرد . « 1 » ابراهيم ، سرانجام در سال 210 ( و به قولى 213 ) هجرى در بغداد به وسيله مأمون مسموم شد و به شهادت رسيد و در مقابر قريش در جوار مرقد مطهر پدر بزرگوارش به خاك سپرده شد . « 2 »
قاسم
قاسم بن موسى فردى جليل القدر ، نيكوكار و باتقوا و پس از امام رضا عليه السلام ، محبوبترين و گرامىترين فرزندان نزد موسى بن جعفر عليه السلام بود . يزيد بن سليط مىگويد : از موسى بن جعفر عليه السلام درباره امام پس از او پرسيدم . فرمود : « من به فرزندم على وصيّت كردم ؛ ولى اگر من اختيار دار امر امامت بودم ، امامت را در فرزندم قاسم قرار مىدادم ، به خاطر محبّت و رأفتى كه نسبت به او دارم ، ليكن امر امامت به دست خداست و او هر كه را بخواهد تعيين مىكند . » « 3 » در روايتى ديگر آمده است : يكى از فرزندان موسى بن جعفر سخت بيمار بود و در آستانه مرگ قرار داشت . امام عليه السلام به فرزندش قاسم فرمود : پسرم برخيز و بر بالين برادرت سوره « والصّافات » را بخوان . قاسم شروع كرد به خواندن آن سوره و چون به آيه : « أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقاً امْ مَنْ خَلَقْنا » رسيد ، برادرش جان سپرد . « 4 » اين دو روايت بيانگر ميزان محبّت و عنايت موسى بن جعفر عليه السلام نسبت به فرزندش قاسم است كه منشأ آن را بايد در كمالات نفسانى و سجاياى اخلاقى وى جستجو كرد . قاسم در دوران هارون كه علويان ، سخت تحت تعقيب و فشار بودند مدينه را مخفيانه ترك كرد و به « سورى » رفت و در آنجا بدون آن كه خود را بشناساند تنها و بدور از خانواده زندگى مىنمود .