شد و تا زمانى كه ابوالسرايا زنده بود وى نيز در آنجا بود . پس از شكست نهضت ابوالسرايا و قتل وى ، او از مأمون امان خواست . « 1 » بر پايه بعضى از نقلها امام رضا عليه السلام براى وى مزد مأمون وساطت كرد و خليفهء عباسى او را آزاد گذارد . « 2 » بعضى او را واقفى دانسته و مستند خود را روايت ذيل ذكر كردهاند . « بكر بن صالح مىگويد : پس از درگذشت پدرش ( موسى بن جعفر عليه السلام بر او وارد شدم و نظر او را درباره پدرش پرسيدم . گفت : او زنده است . - نظرت درباره برادرت ابوالحسن چيست ؟ - او ثقه و راستگوست . - او مىگويد پدرت درگذشته است . - او به آنچه مىگويد داناتر است . . . . - آيا پدرت وصيت كرده است ؟ - بلى . - به چه كسى ؟ - به پنج نفر از ما ، و على ( امام رضا عليه السلام را مقدم بر همه ما قرار داد . « 3 » اين خبر به همان مقدار كه تمايل ابراهيم را به واقفيّه نشان مىدهد ، بيانگر تجليل و ستايش او از برادرش امام رضا عليه السلام است . محقق مامقانى از اين خبر ، توثيق و حسن نيّت ابراهيم را استفاده كرده و آن را دليل بر تقواى وى مىداند ، زيرا هر چند در ابتدا براى وى در امر امامت شبهاى پديد آمده بود ليكن با آگاهى از نظر برادر بزرگوارش مبنى بر درگذشت آن حضرت ، رفع شبهه شده و به امامت برادر گرامى اش امام رضا عليه السلام اعتراف كرده است . « 4 » از جمله قرائن و شواهدى كه بر عظمت مقام ابراهيم مزد پدر ارجمندش دلالت مىكند
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 10
مساهمون: على رفيعى
ص١٠
هامش
( 1 ) - ارشاد ، ص 303 .
( 2 ) - حياة الامام موسى بن جعفر ( ع ) ، ج 2 ، ص 408 .
( 3 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 282 .
( 4 ) - ر . ك : تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 34 .