خلاصه
پس از منصور ، فرزندش مهدى به خلافت رسيد . سياست او در برخورد با مردم ملايمتر بود . وى به محض رسيدن به خلافت فرمان عفو عمومى صادر كرد ، اموال مردم را كه پدرش بناحق گرفته بود بدانان بازگرداند . از اين رو ، مردم از به قدرت رسيدن او خشنود شدند . ولى با استقرار در مسند خلافت تغيير سياست داد . وى اموال و ثروتهاى برجاى مانده از پدرش را صرف عياشى ، ميخوارگى و بزمهاى سلطنتى كرد و معتقد بود زندگى بدون بزم و نديمان ، خير و لذّتى ندارد .
خليفه در اثر اشتغال به عياشى از اداره مملكت بازماند و بازار رشوهخوارى و فساد ادارى در همه جا رواج پيدا كرد .
رفتار مهدى با علويان بر خلاف روزهاى نخست حكومتش بسيار خشن و ستمگرانه بود . و به هر يك از آنان دست مىيافت دستگير كرده مىكشت . امام كاظم ( ع ) به عنوان كانون خطر براى عباسيان ، از سوى مهدى همواره مورد اذيت و آزار قرار مىگرفت . بارها به مركز خلافت احضار و يك بار تهديد به قتل شد .
هادى چهارمين خليفه عباسى بود كه پس از پدرش مهدى بر سر كار آمد . وى كه جوانى سبكسر و ناپخته بود در طول مدت يك سال واندى حكومت خود در عياشى و حيف و ميل بيتالمال مسلمانان و نيز ظلم و ستم به علويان و ايجاد رعب و وحشت در جامعه ، دست كمى از نياكان خود نداشت .
تاريخ زندگانى امام كاظم (ع) (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: على رفيعى
ص١٠١