خود ، مودّت و محبّت آنان را ( بر همگان ) واجب دانسته و فرموده است : « قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً الّا الْمَوَدَّةَ فِىالْقُرْبى » . « 1 » بگو از شما ( در قبال رسالتم ) جز دوستى نسبت به خويشاوندانم طلب پاداش نمىكنم » . « 2 » پس از سخنان امام ( ع ) ، « عبداللّه بن عبّاس » به پا خاست و از مردم خواست تا با آن حضرت بيعت كنند . حاضران ، دعوت او را پذيرفتند و گفتند : « به راستى كه او چقدر نزد ما محبوب و رعايت حقّش بر ما لازم است . » « 3 »
گسترش دامنهء بيعت
بصره ، مدائن و ديگر نقاط عراق نيز با كوفه در بيعت با امام مجتبى ( ع ) هماهنگ شدند . حجاز و يمن نيز به دست « جارية بن قُدامه » و فارس به دست استاندار امام ( ع ) « زياد بن ابيه » بيعت كردند . علاوه بر اينها ، هر كس از بزرگان و زبدگان مهاجر و انصار كه در اين مناطق مىزيست ، خلافت آن حضرت را پذيرفت . بدين ترتيب ، خلافت الهى امام حسن ( ع ) با بيعت عمومى و اختيارى مسلمانان قوّت گرفت و پس از رحلت رسول گرامى ، براى دوّمين بار در تاريخ اسلام ، مردم از روى ميل و اختيار ، خليفهء مورد رضايت خود را برگزيدند . تنها معاويه و پيروانش و نيز افراد معدود ديگرى كه به « قُعَّاد » معروف شدند از بيعت آن حضرت تخلّف ورزيدند . « 4 » امام حسن ( ع ) در نخستين اقدامات ، كارگزاران و واليان خود را بر كارها گمارد و دستورهاى لازم را به فرماندهان داد و « عبداللّه بن عباس » را به بصره فرستاد و به طور رسمى مشغول به كار شد . « 5 »