تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
خاندانش را بر اين وصيّت گواه گرفت و كتاب و سلاح خود را به او تحويل داد و فرمود : « پسرم ! رسول خدا ( ص ) به من دستور داده است كه تو را وصىّ خود سازم و كتاب و سلاحم را به تو تحويل دهم . . . » « 1 »

بيعت

امام مجتبى ( ع ) پس از فراغت از مراسم تجهيز و دفن پدر بزرگوارش به مسجد رفت و در حضور انبوه مردم عزادار - پس از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر ( ص ) - فرمود : در اين شب كسى درگذشت كه پيشينيان در عمل بر او سبقت نگرفتند و آيندگان نيز به دو نخواهند رسيد ، همو كه در كنار رسول خدا جهاد مىكرد و جان خود را سپر بلاى او مىساخت . رسول خدا ( ص ) پرچم را به وى مىداد و او را به ميدان مىفرستاد ؛ آنگاه جبرئيل از سمت راست و ميكائيل از سمت چپ ، او را در ميان مىگرفتند . و از ميدان باز نمىگشت مگر با پيروزى . او در شبى به شهادت رسيد كه « عيسى » به آسمانها عروج كرد و « يوشع بن نون » وصىّ موسى از دنيا رفت . در دم مرگ ، از مال دنيا فقط هفتصد درهم داشت - كه از سهميّه‌اش از بيت‌المال مانده بود و مىخواست با آن خدمتكارى براى خانوادهء خود بخرد . « 2 » ولى به من دستور داد كه آن را هم به بيت‌المال بازگردانم . « 3 » سپس به معرّفى خود پرداخت و فرمود : « هر كه مرا مىشناسد كه شناخته و هر كه نمىشناسد ، من حسن فرزند محمّد ، پيامبر خدا هستم . . . ، من فرزند بشارت دهنده و بيم دهنده هستم . . . من از خاندانى هستم كه خداوند ، پليدى را از آنان دور كرده و پاكيزه‌شان فرموده است . من از خاندانى هستم كه خداوند در كتاب

هامش
( 1 ) - الكافى ، ج 1 ، ص 236 ، حديث 1 .
( 2 ) - الارشاد ، ص 188 .
( 3 ) - الفتوح ، ابن اعثم كوفى ، ج 4 ، ص 146 .