تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر سيره فاطمى (س) (فارسى) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

فصل دهم : زهد و ساده زيستى

« زهد » در اصل به معناى اعراض از چيزى براى ناچيز و كوچك بودن آن است . « 1 » « زهيد » يعنى چيز اندك و « زاهد » يعنى كسى كه نسبت به چيزى بى ميل است و به « زهيد » يعنى كمِ آن بسنده كرده است . « 2 » زهد از دو بعد در خور توجه است : بعد روانى و بعد عملى . حقيقت زهد از جنبهء روحى و روانى ، دلبسته نبودن به دنيا و مظاهر آن است و به تعبير ديگر ، آزاد بودن انسان از هر آنچه رنگ تعلق به خود مىگيرد ؛ به قول حافظ :

غلام همت آنم كه زير چرخ كبود * زهرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است

آزادى زاهد از تمايلات نفسانى به حدى است كه « دادن » ها و « گرفتن » ها در وجود او موج ايجاد نمىكند ، چنان كه على ( ع ) فرمود : « 3 » زهد در دو جملهء قرآن خلاصه شده است : لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ . ( حديد : 23 ) براى آنكه تأسف نخوريد بر آنچه از شما فوت شده و شاد نگرديد به آنچه به شما داده‌اند .

هامش
( 1 ) . اقرب الموارد ، واژه « زهد » و مفردات كلمات القرآن ، ص 220 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، 439 .
( 3 ) . همان .