فصل دهم : زهد و ساده زيستى
« زهد » در اصل به معناى اعراض از چيزى براى ناچيز و كوچك بودن آن است . « 1 » « زهيد » يعنى چيز اندك و « زاهد » يعنى كسى كه نسبت به چيزى بى ميل است و به « زهيد » يعنى كمِ آن بسنده كرده است . « 2 » زهد از دو بعد در خور توجه است : بعد روانى و بعد عملى . حقيقت زهد از جنبهء روحى و روانى ، دلبسته نبودن به دنيا و مظاهر آن است و به تعبير ديگر ، آزاد بودن انسان از هر آنچه رنگ تعلق به خود مىگيرد ؛ به قول حافظ :
آزادى زاهد از تمايلات نفسانى به حدى است كه « دادن » ها و « گرفتن » ها در وجود او موج ايجاد نمىكند ، چنان كه على ( ع ) فرمود : « 3 » زهد در دو جملهء قرآن خلاصه شده است : لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ . ( حديد : 23 ) براى آنكه تأسف نخوريد بر آنچه از شما فوت شده و شاد نگرديد به آنچه به شما دادهاند .