تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر سيره فاطمى (س) (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

لَقَد كُنتُ انظُرُ الَيها فَتَنكَشِفُ عَنِّى الهُمُومُ وَ الاحْزانُ « 1 » هرگاه به چهره فاطمه مىنگرم غمها و غصه‌ها از دلم زدوده مىشود . از گوياترين جلوه‌هاى اين محبت ، آنكه حضرت زهرا ( س ) در طول زندگى پر فراز و نشيب خود با على ( ع ) هيچ گاه از وى تقاضايى نكرد كه برآوردنش براى آن حضرت ، مشكل و باعث رنج و ناراحتى وى باشد . لباس ، زينت ، اثاث خانه ، امكانات اوليهء زندگى و امثال آن ، خواسته‌هايى است كه معمولًا هر زنى به خود اجازه مىدهد براى تأمين آنها به همسرش مراجعه كند و از او بخواهد ؛ اما زهرا ( س ) هرگز فكر و انديشهء همسرش را بدين چيزها مشغول نساخت و اين درسى بود كه از پيامبر ( ص ) آموخته بود . وقتى على ( ع ) متوجه شد سه روز است در خانه چيزى براى خوردن وجود ندارد از همسرش پرسيد : « چرا به من نگفتى ؟ » زهرا ( س ) پاسخ داد : « پدرم مرا نهى كرده است از اينكه از تو چيزى بخواهم و مىفرمود : اگر چيزى به خانه آورد كه هيچ و گرنه از پسر عمويت چيزى مخواه . » « 2 » و نيز مىفرمود : « من از خدا شرم دارم كه بر تو چيزى را تحميل كنم كه قدرت برآوردن آن را ندارى . » « 3 » زهرا ( س ) دردها و رنجهايش را از على ( ع ) پنهان مىكرد تا مبادا او آزرده شود . حتى در بستر بيمارى و در واپسين ساعات عمرش به فكر على ( ع ) و رنجهاى او بود و بر مظلوميت آن حضرت مىگريست . على ( ع ) پرسيد : « بانوى گرامى ! چه چيز تو را به گريه واداشته است ؟ » پاسخ داد : « مصيبتها و مرارتهايى كه بعد از من به تو مىرسد . » « 4 »

هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 43 ، ص 134 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 43 ، ص 31 .
( 3 ) . همان ، ص 59 .
( 4 ) . همان ، ص 218 .