هيچ كس جاى عذر باقى نگذاشت و پژواك روح بخش آن تا قيام قيامت در جان جهانيان طنينانداز خواهد ماند . فاطمه ( س ) مردم عصر خويش را خوب مىشناخت و مىدانست آن مسلمان نمايان دين به دنيا فروخته گوش شنوا براى شنيدن سخنان او و جسارت قيام همراه او را ندارند ؛ امّا مىخواست براى آيندگان ، چهرهء باطل و ضلالت را رسوا ، حقيقت را بر ملا و حجّت را تمام كند : من آنچه را بايد بگويم با شما گفتم ، با آنكه مىدانم خوارى با وجودتان سرشته و نيرنگ و عهد شكنى بر دلهايتان چيره گشته است ؛ ليكن اين شكوهها جوششى از اندوه نفس و تسكينى بر فوران خشم و گشايشى بر آلام درون و خروشى بر تنگى دل و در نهايت ، اتمام حجتى بر شما است . اكنون اين شما و اين مركب خلافت . بر شما ارزانى باد ! به آن محكم بچسبيد و رها نكنيد ؛ اما بدانيد پشتش زخم ، كف پايش شكافته و لنگ است . داغ ننگ بر آن خورده و نشان خشم الهى و رسوايى ابدى همراه آن است و شما را آسوده نگذارد تا به آتش بر افروختهء خشم الهى در اندازد ؛ آتشى كه هر دم فروزد و دل و جان را بسوزد . فراموش نكنيد آنچه راانجام مىدهيد در محضر خدا است . آنها كه ستم كردند به زودى مىدانند كه بازگشتشان به كجا است . منم فرزند آن پيامبر نذير كه بيم مىداد شما را از آنچه پيش رو داريد از عذاب شديد . پس هر چه مىخواهيد بكنيد ، ما هم به تكليف خويش عمل مىكنيم و انتظار بكشيد ، ما نيز انتظار مىكشيم . « 1 » در ادامهء بحث به گوشههايى از مبارزات حق طلبانه و اقدامات روشنگرانه و آگاهى بخش حضرت زهرا ( س ) پس از رحلت پيامبر ( ص ) اشاره مىكنيم .
در آمدى بر سيره فاطمى (س) (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: على رفيعى
ص١١٦
هامش
( 1 ) . الاحتجاج ، ج 1 ، ص 141 و دلائل الامامة ، ص 37 با اختلافى اندك در برخى عبارات .