بنابراين ، شرط اساسى تحقق اين سنت الهى و پيروزى جريان حق بر باطل ، وجود نيروهاى حق طلب در هر زمان است . طرفدارى از باطل يا سكوت و بى طرفى نسبت به اين مسئلهء مهم ، تضعيف جبههء حق و تقويت ظلم است . در جريان نبرد صِفّين كه مصداق روشن و بىابهام درگيرى حق و باطل بود ، عدهاى به بهانهء اينكه در « فتنه » نبايد وارد شد ، به يارى جبههء حق نشتافتند تا به زعم خودشان دستشان به خونى آلوده نشود ! امير مؤمنان ( ع ) آنان را نكوهش كرد و فرمود : خَذَلُوا الحَقَّ وَ لَم يَنْصُرُوا الباطِلَ « 1 » حق را خوار كردند و باطل را يارى نكردند . خدا حق است و شرك و طاغوت ، باطل . اسلام حق است و كفر و نفاق ، باطل ، حضرت رسول ( ص ) و امامان - عليهم السلام - حقاند و مخالفانشان باطل . عدالت و صلاح حق است و جور و فساد ، باطل . حكومت اسلامى حق است و سلطههاى طاغوتى باطل . رسالت همهء مردم به ويژه آگاهان جامعه حمايت از حق و ستيز با باطل در همهء مصاديق و چهرهها است . اين حمايت در دو محور بنيادى نظرى و عملى بايد دنبال شود : در مرحلهء نظرى و شناختى ، آگاهى بخشى جامعه نسبت به آنچه در آن مىگذرد و روشن ساختن اذهان و افكار نسبت به واقعيات و افشاى توطئهها و جنايات دشمن ( تا آنچه اتفاق افتاده در پس پرده ، كتمان نشود و به صورت تحريف شده به ديگران منتقل نگردد ) نقش اساسى در پاسداشت حق و جلب افكار بدان سمت دارد و جلو تحريفها و كتمانها و سوء برداشتها را مىگيرد ، و در مرحلهء عملى با حمايت جدى و همه جانبه از حق و ايستادگى در برابر باطل و بسيج مردم عليه آن ، حق راه
در آمدى بر سيره فاطمى (س) (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: على رفيعى
ص١١٤
هامش
( 1 ) . همان ، خ 18 .