تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

گفت‌وگو بپرداز و به سخنانشان گوش كن ، هرگز كينه و عداوت موجب جنگ نگردد . زياد را بر ميمنه و شريح را بر ميسره بگمار . نه چندان به دشمن نزديك شو كه تصور كند تو در صدد افروختن آتش جنگ هستى و نه چندان دور بايست كه گمان برند از آنان بيمناكى . « 1 » مالك به سرعت حركت كرد تا به دشمن رسيد . شب‌هنگام سپاهيان معاويه به او شبيخون زدند كه با مقاومت مالك روبه‌رو شده عقب‌نشينى كردند .

جنگ آب

اميرمؤمنان عليه السلام كه ديرتر از معاويه به صفين رسيده بود ، نقطهء مناسبى براى لشكرگاه كه به آب هم دسترسى داشته باشد ، نيافت . چون راه رسيدن به آب به وسيلهء سپاه معاويه بسته شده بود ، امام عليه السلام كه تشنگى سپاهيانش را مشاهده كرد . نماينده‌اى نزد معاويه فرستاد و از او خواست كه دست از اين عمل ضد انسانى بردارد و اجازه دهد سپاهيانش از آب استفاده كنند . معاويه با دستيارانش به مشورت پرداخت . عده‌اى گفتند چنان كه او آب را بر عثمان بست ، تو نيز آب را بر وى ببند . اما عمروعاص اين كار را بىفايده خواند و گفت : على عليه السلام هرگز تشنه نخواهد ماند ، در حالى كه تو سيراب باشى . . . تو خود مىدانى كه او دلاورى بىباك است و مردم عراق و حجاز همراه اويند . . . با وجود اين معاويه به فرستادهء امام پاسخ روشنى نداد . پس از آن نيز به سپاهيانش فرمان داد كه همچنان آب را بسته نگهدارند . اميرمؤمنان عليه السلام كه اين ناجوانمردى را از معاويه ديد ، اقدام به گشودن آب
هامش
( 1 ) - كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 282 .