تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

كردند و گفتند : اگر در ادعاى خود مبنى بر نكشتن عثمان صادقى ، كشندگان او را به ما تسليم كن و از خلافت كناره بگير تا كار مردم به شورا واگذار شود و مردم به اتفاق كسى را انتخاب كنند . اميرمومنان عليه السلام داستان قتل عثمان را توضيح داد و شمه‌اى از سابقه بنىاميه را بازگو كرده دشمنى اين خانواده با اسلام را بيان كرد . در نتيجه فرستادگان معاويه نيز بدون گرفتن نتيجه باز گشتند . « 1 » چنان كه ديديم ، گفت‌وگوهاى دو طرف هيچ نتيجهء مثبتى به همراه نداشت . علت هم اين بود كه آنان حاضر به عقب‌نشينى از مواضع خود نبودند . اميرمؤمنان عليه السلام نيز عقب‌نشينى در مقابل معاويه را تسليم در برابر جاهليت و اشرافىگرى قريش مىدانست و معاويه كه سوداى حكومت در سر داشت و بهترين موقعيت را در شام به دست آورده بود ، پذيرش صلح را با اهداف خويش در تعارض مىديد . پيداست كه اين دو قطب مخالف به هيچ نقطه نظر مشتركى دست نخواهند يافت .

نيرنگ‌بازى معاويه

گفت‌وگوهاى دو طرف هر چند در زمينهء دست‌يابى به صلح ثمرى نداشت ، ولى در ارزيابىشان از يكديگر مؤثر بود . معاويه و همفكران او به خوبى دريافتند كه ياراى مقابله نظامى با سپاه توانمند اميرمؤمنان عليه السلام را ندارند ، از اين رو دست به كار تفرقه‌اندازى در سپاه آن حضرت شدند . آنان كوشيدند تا با دو حربهء « تطميع » و « القاى شبهه » ياران على عليه السلام را دستخوش چنددستگى كنند و تضعيف سازند . متأسفانه سپاه امام عليه السلام از
هامش
( 1 ) - كامل ، ج 3 ، ص 291 - 293 .