سپاهى تشكيل داده و براى نابودى شما به سوى شام حركت كرده است . « 1 » مردم با شنيدن اين سخنان به هيجان آمده و وى را تأييد كردند و آمادگى خود را براى رفتن به جنگ اعلام داشتند . مردم از سراسر شام به لشكريان معاويه پيوستند و او در يك منزل بيرون از شهر سپاه را منظم كرد و سازمان داد . شمار لشكريان وى 85 هزار نفر بود . معاويه كه مىدانست امام عليه السلام به سوى صفين مىآيد ، زودتر به آنجا رفت و در نقطهاى كه دسترسى به آب آسانتر بود ، اردو زد .
نخستين برخورد
طلايهء لشكريان اميرمؤمنان عليه السلام در صفين وقتى خبر آمدن سپاه شام را دريافتند ، از بيم آنكه مبادا به محاصرهء دشمن بيفتند ، آنجا را ترك كرده ، به اميرمؤمنان عليه السلام پيوستند . امام عليه السلام وقتى از علت آمدن آنان آگاه شد ، كارشان را تحسين كرد و آن را خردمندانه دانست . « 2 » سپس به آنان فرمان داد كه [ با احتياط ] پيش بروند مالك اشتر را نيز به كمك آنان فرستاد . آن حضرت به مالك دستورهايى داد كه جملگى نشانگر عدم تمايل قلبى امام به جنگ است و به ويژه تأكيد كرد ، كه مبادامالك آغازكنندهء جنگ باشد . از جمله فرمود : پس از رسيدن به ايشان ، تو امير باش . ولى هرگز آغاز به جنگ مكن . چون با دشمن برخورد كردى ، براى اتمام حجت با آنها به