تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
به اين ترتيب ، شام به مركز بسيار مناسبى براى همهء فراريان و مخالفان حكومت على عليه السلام تبديل شد . معاويه سفرهء رنگينى گسترد و همهء ضدانقلاب‌هاى منفور دستگاه حكومت اميرالمؤمنين را بر سر آن نشاند و به آنان چنان غذاهاى چرب و لذيذ خورانيد كه از هر چه حق و حقيقت بود چشم پوشيدند و به ثناخوانى و ستايشگرى وى پرداختند . معاويه مردم شام را در چنان جهانى نگه داشت كه اسلام را در بنىاميه خلاصه مىكردند . آنان از عالم اسلام به طور كامل ناآگاه و بىخبر بودند و شخصيت‌هايى چون اميرمؤمنان عليه السلام براى آنها كاملًا ناآشنا بودند ؛ و بالاتر از آن نزد شاميان به عنوان دشمنان اسلام شناخته مىشدند . وقتى اميرمؤمنان عليه السلام زمام امور را به دست گرفت ، معاويه با آن حضرت به مخالفت برخاست و زير پوشش خونخواهى عثمان ؛ جنگ صفين را عليه آن حضرت به راه انداخت . وى در اين كار تنها نبود و شمار زيادى از سياست‌بازان نيز فريب او را خورده گردش جمع شده بودند كه معروف‌ترين آنها عمروعاص بود . وى در حقيقت سمت وزارت معاويه را به عهده داشت و در سخت‌ترين شرايط سياسى و نظامى به وى خدمت كرد .

نخستين نشانهء مخالفت

پس از آن‌كه معاويه از انتخاب اميرمؤمنان عليه السلام به خلافت آگاه شد ؛ با فرستادن نامه‌اى براى زبير او را به قيام براى خونخواهى عثمان دعوت كرد . مضمون آن نامه چنين بود : « از معاويه به بندهء خدا و اميرمؤمنان « زبير » من براى تو از مردم شام بيعت گرفته‌ام آنان يكپارچه سر در قيد اطاعت تو نهاده‌اند و براى بيعت با تو به ما فشار مىآورند . تو كوفه و بصره را حفظ كن كه به دست على بن ابىطالب نيفتد ، زيرا با تصرف اين دو شهر سرزمين‌هاى ديگر اهميتى ندارد . بعد از تو
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 68 | رضا رحمتى / عبد الحسين بينش