تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

داشت . امام كه چنين ديد پرچم را از او گرفت و خود به سپاه دشمن حمله برد و صف‌هاى آنان را به هم ريخت . هر چند سپاه دشمن از خود سرسختى نشان مىداد ، اما يورش‌هاى بىامان سرداران سپاه امام عليه السلام مثل مالك اشتر توان دشمن را بريد و صف‌هايشان را درهم شكست . عايشه سوار بر شتر در ميدان حاضر بود و شمار زيادى از سپاهيان با سرسختى از او دفاع مىكردند . « 1 » اميرمؤمنان عليه السلام دريافت تا زمانى كه شتر بر سرپا ايستاده باشد ، نابخردان سپاه ناكثين ، بر گرد او جمعند . از اين رو به يارانش فرمان داد تا آن را پى كنند . پس از آن شمار زيادى از افراد دشمن مهار شتر را به دست گرفتند و به قتل رسيدند . به گفتهء ابن‌زبير هر كس مهار شتر را به دست مىگرفت ، بىدرنگ كشته مىشد . « 2 » سرانجام با يك هجوم گستردهء سپاه امام عليه السلام ناكثين از گرد شتر پراكنده شدند و آن حيوان نيز پى شد . با پى شدن شتر ؛ باقيماندهء سپاه دشمن نيز پا به گريز نهادند . به فرمان حضرت على عليه السلام كجاوهء عايشه رابه كنارى منتقل كردند و شتر را آتش زده خاكستر آن را به باد دادند . اميرمؤمنان عليه السلام براى سوزاندن شتر به كتاب خداوند استشهاد كرد و داستان سوخته شدن گوسالهء سامرى به وسيله حضرت موسى را به ياد آورد : « بنگر به معبودت كه پيوسته آن را پرستش مىكردى ، و ببين نخست ما آن را مىسوزانيم ، سپس ذرّات آن را به دريا مىپاشيم . » « 3 » به اين ترتيب ، جنگ « جمل » در ماه جمادى الاخر سال 36 هجرى با

هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 519 ؛ شرح ابن ابىالحديد ، ج 1 ، ص 265 .
( 2 ) - اسدالغابه ، ابن ثير ، ج 3 ، ص 308
( 3 ) - طه ( 20 ) ، آيهء 97 ؛ ر . ك : شرح ابن ابىالحديد ، ج 1 ، ص 266 .