فصل سوّم : ماهيّت قاسطين و انگيزههاى سركشى آنها
جنگ جمل با پيروزى كامل اميرمؤمنان عليه السلام پايان يافت ، اما آتش فتنه و آشوب در جهان اسلام خاموش نشد . مهمترين اين فتنهها فتنهء قاسطين بود . نزاع ميان حضرت على عليه السلام و اين گروه سركش به رهبرى معاوية بن ابىسفيان پيوسته ادامه داشت تا آنكه به تجزيهء دولت اسلامى منجر شد بنىاميّه حكومت نامشروع خود را در ناحيه شام پى ريختند .
پيدايش قاسطين
از خطرهاى بسيار بزرگى كه بهويژه پس از روى كار آمدن عثمان ، اسلام را تهديد مىكرد ، خطر قومگرايى و تجديد عصبيت جاهلى بود .
زيرا وى همهء كارگزارانش را از بين خويشاوندان خود برگزيد و بنىاميه در روزگار او به منصبهاى بزرگى دست يافتند . آنها از چنان نفوذى برخوردار شدند كه بر كنار ساختن آنها براى اميرمؤمنان عليه السلام دشوار شد .
از جملهء آن افراد ، معاوية بن ابىسفيان بود . او پس از فتح مكه اسلام آورد و پس از چند صباحى به شام رفت و در آنجا ماندگار شد . با آنكه وى از تعاليم اسلامى هيچ خبرى نداشت ، پس از مرگ برادرش ، يزيد بن ابوسفيان ، از سوى عمر به حكومت شام منصوب شد و زمانى كه عثمان روى كار آمد بناى حكومت وى استوار شد و سرزمينهاى وسيعى نيز به قلمروش افزوده گرديد .