مخصوص خداست و وظيفهء ما امر به معروف و نهى از منكر است . « 1 » على عليه السلام پس از اطلاع از اجتماع « خوارج » در حرورا پيش آنها رفت و سبب قيام آنها را جويا شد . آنها گفتند : علّت قيام ما پيمانى است كه شما با معاويه بستهايد . آن حضرت فرمود شما را به خدا ، آيا يادتان است آنگاه كه قرآنها را بر سر نيزه كردند و شما گفتيد : ما حكم قرآن را مىپذيريم ، به شما گفتم اين مردم اعتقادى به دين و قرآن ندارند و اين يك حيله است ، ولى شما حرف مرا نپذيرفتيد ؟ آيا من در پيمان حكميت شرط نكردم ، آنچه را قرآن زنده كرده ، زنده كنند و آنچه را قرآن نفى كرده نفى كنند ؟ حال اگر اين دو نفر به حكم قرآن حكم كردند ، ما نمىتوانيم با قرآن مخالفت كنيم و اگر بر خلاف آن حكم كردند ، ما از حكم آنها بيزاريم . آنها گفتند آيا داور قرار دادن انسانها در دين خدا صحيح است ؟ حضرت على عليه السلام فرمود : ما انسانها را داور قرار نداديم ، ما قرآن را داور قرار داديم و قرآن خود سخن نمىگويد ، بلكه اين افراد هستند كه با استناد به قرآن مىتوانند سخن بگويند . « 2 » سخنان على عليه السلام عدهء زيادى از آنها را قانع كرد و به كوفه برگشتند ، ولى عدهء ديگرى دست برنداشته ، گفتند : اى على آنچه مىگويى درست است ، ليكن اين عمل ما كفر بود و ما توبه كرديم و اگر تو هم شهادت به كفر خودت مىدهى و پس از آن توبه مىكنى ، ما با تو خواهيم بود و گرنه با تو مىجنگيم . « 3 »
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: رضا رحمتى
ص١١٤
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 55 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 395 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 66 ؛ كامل ، ج 3 ، ص 328 .
( 3 ) - الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 127 .