اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 24
است شريعت ، دربرگيرندهء قوانينى باشد كه به نيازهاى دنيوي انسان نيز پاسخ گويد . « 1 » ( 1 ) - تفسير الميزان ، ج 2 ، ص 130 . 3 - دين ، عبارت است از أصول علمي وسنن وقوانين عملي كه زايد اعتقاد وعمل به آنها تضمين كنندهء سعادت حقيقي انسان است . از اين رو ، لازم است دين ، با فطرت انساني ، هماهنگ باشد تا تشريع با تكوين ، مطابقت داشته ، وبه آنچه آفرينش انسان ، اقتضاى آن را دارد پاسخ گويد . چنان كه مفاد آيهء فطرت « فَاقِم وَجهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطرَتَ اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيها . . . » « 2 » ( 2 ) - روم ( 30 ) ، آيهء 30 : « پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن ! اين فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده . . . » . همين است . « 3 » ( 3 ) - الميزان ، ج 16 ، ص 193 . اين تعاريف ، ناظر به دين حق ، در مرتبهء كمالش مىباشد كه برپايهء خداشناسى وانسانشناسى واقع بينانه ، استوار است . يعنى با توجّه به ربوبيّت حكيمانهء الهى واين كه انسان ، قابليّت حيات ابدى ونيل به كمالات معنوي را دارد ، به ديني نيازمند است كه أو را در طي مسير حيات سعادتمندانهء جاويد ، هدايت ويارى كند ؛ ودر عين حال به نيازهاى دنيوي أو نيز توجّه كرده ، وپاسخ لازم دهد ؛ وتأمين خواستههاى معقول ومشروع دنيوىاش را نيز جزو برنامهء هدايتي وسعادتمندى اش بداند . أديان از ديدگاه قرآن از ميان پيامبران الهى در طول تاريخ كه حتّى در برخى روايات اسلامى تعدادشان 124 هزار نفر اعلام گرديده است ، « 4 » ( 4 ) - ر . ك . بحار الأنوار ، ج 11 ، ص 21 - 43 . پنج تن آنان به نامهاى نوح ( ع ) ، إبراهيم ( ع ) ، موسى ( ع ) ، عيسى ( ع ) ومحمّد بن عبداللّه ( ص ) به گواهى قرآن به عنوان پيشوايان بزرگ ديني - الهى وبه اصطلاح پيامبرن « اولوالعزم » صاحبان رسالت بزرگ وجهانى - معرّفى شدهاند ، كه داراى كتب آسمانى ، برنامهها ، شرايع وأديان مستقل الهى بودهاند . « 5 » ( 5 ) - درباره اين كه تنها پيامبران اولوالعزم - از ميان پيامبران الهى - داراى كتاب وشريعت آسمانى مستقل بودهاند چنان كه در متن اشاره شد ، جاى شك وترديدى نيست ، اما آيا آنها مانند پيامبر خاتم ( ص ) رسالت جهانى هم داشتهاند - حداقل براي مردم دوران خودشان تا آمدن پيامبر اولوالعزم ديگرى - ميان علما ومتكلمان ديني اختلاف است . ولى شواهد وقرائن قوىتر بر فراگيرى رسالتشان در عصر خودشان دلالت مىكند . از جمله اين كه در برخى روايات از امامان معصوم ( ع ) بر اين مطلب تصريح شده است ، ومهمتر از همه اين كه آن برهان معتبر ومتقن عقلي كه حكما ومتكلمان الهى براي اثبات ضرورت نبوت اقامه مىكنند نيز چنين اقتضا دارد ؛ زيرا بر أساس آن برهان عقلي ، نبوت در بردارنده محاسن وبركاتى است كه موجب هدايت وسعادتمندى انسانها مىشود . از اين رو ، لطف الهى كه عام وفراگير است اقتضا مىكند كه بشر را به هدايت وسعادت برساند وبه حال خود رها نكند . حال اگر بگوييم مردم هر عصري موظف نبودند تا از پيامبران ودين پيروى كنند لطف الهى نقض مىشود . اين به حكم عقل قبيح است . ر . ك تفسير الميزان ، ج 2 ، ص 141 ، ج 3 ، ص 198 ؛ حق اليقين ، علامه شبّر ، ص 110 - 111 ، كشف المراد ، علامه حلى ، به تصحيح وتعليق حسن زاده آملي ، ص 345 - 346 ؛ بحار الأنوار ، ج 11 ، ص 33 - 56 .