تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢

الف - زمينه‌هاى موجود در عصر پيامبر صلى الله عليه وآله مىتوان گفت اين‌چنين نبودكه زمينه‌هاى اختلاف وپراكندگى أمت اسلامى به يك‌باره بعد از پيامبر پديد آمده باشد ؛ دست كم بعضي از آنها در زمان خود آن حضرت سابقه دارد از جمله اجتهاد بعضي از أصحاب در مقابل پيامبر است كه تاريخ اسلام به صراحت موارد آن را بيان كرده است . در اينجا به تعدادى از آنها اشاره مىشود : 1 - مخالفت با صلح حديبيه - پيامبر أكرم صلى الله عليه وآله در حديبيه صلح را بر جنگ ترجيح داد وآينده نيز نشان داد كه كار آن حضرت حكيمانه وبر وفق مصلحت بوده است ، امّا در همان روز عمر به فكر واجتهاد خود آن صلح را مصلحت ندانست وبا آن مخالفت ورزيد ودر پى اين بود كه افراد ديگرى را نيز با خود هماهنگ كند . أو بعد از امضاى صلح از سوى دو طرف درحالى كه خشم وغضب سراسر وجودش را فرا گرفته بود نزد أبو بكر آمد وگفت : - آيا أو رسول خدا نيست ؟ - آرى هست . - آيا ما مسلمان نيستيم ؟ - آرى هستيم . - آيا آنها ( مخالفان ما ) مشرك نيستند ؟ - چرا هستند . - پس چرا ذلت را در دينمان بپذيريم ؟ . . . « 1 » 2 - جلوگيرى از نوشتن وصيت - رسول خدا مىخواست در آخرين لحظات عمرش ، چيزى براي هدايت أمت بنويسد واگر ممانعت خليفهء دوم نبود وپيامبر خواستهء خود را مىنوشت ، به يقين زمينهء بسيارى از منازعات سياسي ومذهبي از بين مىرفت وأمت اسلامى سرنوشت ديگرى پيدا مىكرد ولى خليفهء دوم مانع شد . ابن عباس مىگويد : وقتي درد پيامبر صلى الله عليه وآله شدت گرفت فرمود :

هامش
( 1 ) - ر . ك : النص والاجتهاد ، عبد الحسين شرف‌الدين ، ص 169 ، چاپ سوم با مقدمهء سيد محمدصادق صدر ؛ السّيرةالنبويّه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 334 .