بديهي است كه شيعه « 1 » در اين مطلب با آنان موافق است ؛ فقط علاوة بر آن به موجب حديث ثقلين ، منزلت « 2 » ، سفينة « 3 » وغير اينها « 4 » به ولايت وامامت عترت پيامبر نيز معتقد وملتزم است . پس اگر گفته شود گروه رستگار ، أهل سنت هستند شيعه نيز در گروه رستگار قرار مىگيرد ، زيرا در أصول وفروع با آنان موافق است واز معيار رستگارى آنان بهرهمند است در حالي كه عكس اين مطلب تمام نيست . علاوة بر آن ، گفتن اينكه أهل سنت گروه رستگار هستند ، مستلزم اين است كه همهء فرقهها يا بيشتر آنان رستگار باشند در حالي كه حديث پيامبر صلى الله عليه وآله از ميان هفتاد وسه فرقه فقط يك دسته وگروه را أهل نجات معرفى مىكند واين خود بيانگر كافى نبودن معيار رستگارى أهل سنت نيز هست . بنابراين آنها كه سنت پيامبر را فقط از مكتب أهل بيت فراگيرند نجاتشان قطعي ومورد اتفاق است ولى نجات غير آنان اين چنين نيست . نتيجة اينكه اسلام ناب محمدي صلى الله عليه وآله مساوى با پيروى از قرآن وعترت است وگروه رستگار آنانند كه در معارف ديني ومسائل فقهى به جاى استناد به احاديثى كه أمثال أبو هريرة ، معاوية ، عكرمة ، مقاتل ، مجاهد و . . . نقل مىكنند به سخنان علي عليه السلام وذريهاش وآنچه از پيامبر نقل مىكنند استناد نمايند . « 5 »
اديان الهى و فرق اسلامى (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: عليرضا على نورى
ص١٣١
اكنون بايد ديد چرا أمت اسلام بعد از رسول خدا صلى الله عليه وآله راه تفرقه در پيش گرفت وزمينههاى اين جدايى چه بود واز كي بهوجود آمد ؟
هامش
( 1 ) - منظور از شيعه در اين جزوه هميشه شيعهء اماميه است نه ديگر گروهها مانند زيديه واسماعيليه كه خود را شيعه مىدانند زيراآنان نيز بهخاطر رها كردن يكى از ثقلين ( عترت ) ، گمراهند .
( 2 ) - صحيح بخارى ، ج 4 - 6 ، ج 5 ، ص 24 ؛ الصواعق المحرقة ، أحمد بن حجر هيثمى مكي ، ص 121 ، مكتبة القاهرة .
( 3 ) - المستدرك على الصحيحين في الحديث ، حاكم نيشابورى ، ج 3 ، ص 151 ، دارالفكر بيروت .
( 4 ) - ر . ك : المراجعات ، سيد عبد الحسين شرفالدين الموسوي .
( 5 ) - اما اين كه چرا تنها شيعه آن هم شيعه اماميه اثنىعشريه مذهب بر حق وگروه رستگارند ، دلايل آن در فصل بعد خواهد آمد .