برخاستند و به كشتار مسلمانان دست زدند و جنگ نهروان را پديد آوردند . « 1 » از بررسى كلمات امام در نهجالبلاغه برمىآيد كه خوارج داراى ويژگيهايى بودند كه موجب غرور آنها شد و بعضى هم فريب شعارهاى آنها را مىخوردند و آنها را بر حق تلقى مىكردند . عواملى كه موجب شد عدهاى آنان را افرادى به حق بدانند به قرار زير بود : 1 - شعار حقجويى . 2 - عبادت بيش از حدّ معمول امام عليه السلام در مقابل مخالفت اين گروه ، نخست به آنان پند و اندرز داد و اتمام حجت نمود تا از اين راه آنان را از بدانديشى باز دارد درحدى كه فرمود : « فَانْ ابَيْتُمْ الَّا انْ تَزْعُمُوا انّى اخْطَأْتُ وَ ضَلَلْتُ فَلِمَ تُضَلِّلَونُ عامَّةَ امَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله بِضَلالى وَ تَأْخُذُونَهُمْ بِخَطيئَتى وَ تُكَفِّرُونَهُمْ بِذُنُوبى » « 2 » گيرم كه شما جز به تخطئهء من قانع نمىشويد ديگر چرا به بهانهء گمراهى من همهء امت محمد صلى الله عليه و آله را گمراه مىدانيد و تكفيرشان مىكنيد ؟ موعظههاى امام برايشان سودى نبخشيد و سرانجام پيامدهاى ناگوار اين سرپيچى را چشيدند . چنان كه امام در ضمن سخنى فرجام آنان را پيشبينى كرده بود . بىگمان نافرمانى از نصيحت ناصحى دلسوز و دانا و پرتجربه ، برگ و بارى جز سرگردانى ندارد و پىآمدى جز پشيمانيش نيست . در جريان اين حكمت من رأى خود را با شما در ميان نهادم و عصارهء انديشههايم را باز نمودم « اما اى كاش از قصير اطاعت مىشد » « 3 » ولى شما در مقابل ، چونان مخالفان ستمكار و پيمانشكنانى عصيانگر ، از پذيرش رأى من سرباز زديد ، تاجايى كه نصيحتگر در ابراز خيرانديشى خود به ترديد افتاد ، و جرقه در سنگ چخماق فرو مرد . « 4 »
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 92
مساهمون: جعفر وفا
ص٩٢
هامش
( 1 ) - جلوهء تاريخ در شرح نهجالبلاغهء ابن ابى الحديد ، ترجمه ، محمود مهدوى دامغانى ، ج 2 ، ص 296 .
( 2 ) - نهجالبلاغه ، خطبهء 127 ، ص 184 .
( 3 ) - اين جمله ، ضربالمثلى است ، درآنجا بهكار مىرود كه رأى روشنى مورد مخالفت قرارگيرد و اين بىتوجّهى زيان زياد بهبارآورد .
( 4 ) - نهجالبلاغه ، خطبهء 35 ، ص 79 .