فرجام خوارج
اخبارى به على عليه السلام رسيد كه خوارج فساد به راه انداخته و براى مردم ايجاد مزاحمت مىكنند و در صدد قتل و غارت ياران تو هستند . از جمله عبدالله بن خباب و تعدادى از زنان مسلمان را كه همراه وى بودهاند ، كشتهاند . امام عليه السلام يكى از يارانش را فرستاد تا از آنها بخواهد كه دست از فساد و كشتار بردارند . آنها گوش به پيام نسپردند و پيامآورش را كشتند خود امام عليه السلام بهسوى آنها رفت و از آنها خواست تا قاتلان عبداللَّه و ديگر مقتولان را براى قصاص و مجازات به وى تحويل دهند و نيز از آنها خواست تا از كارهاى زشت خود توبه كنند و بهسوى خدا باز گردند ولى آنان نپذيرفتند و بهسوى او تيراندازى كردند و باتفاق گفتند : « كُلُّنا قاتِليهِ » ما همگى قاتل عبدالله بن خباب هستيم . حضرت با شنيدن اين جواب فرمود : « اللَّهُ اكْبَرُ الْان حَلَّ قِتالُهُمْ احْمَلُوا » « 2 » اكنون كشتار آنان ثابت شد بر آنها يورش بريد . سپس سرنوشت آن مجموعه را پيشگويى كرد و فرمود : « مَصارِعُهُمْ دُونَ النُّطْفَةِ ، وَاللَّهِ لا يُفْلِتُ مِنْهُمْ عَشْرَةٌ وَ لا يَهْلِكُ مِنْكُمْ عَشْرَةٌ » « 3 » قتلگاه آنان در كنار نهر است ؛ به خدا سوگند از آنها ده نفر باقى نخواهد ماند و از شما ده نفر كشته نخواهد شد . هنگامى كه جنگ به پايان رسيد از آنان نه نفر جان سالم به در بردند و از اصحاب