شده استفاده مىشود كه او ادعاى امامت نداشت و نهضتش تنها براى انجام وظيفهء امر به معروف و نهى از منكر و خونخواهى جدّش امام حسين عليه السلام بود ، جز اينكه چون امام باقر و صادق عليهما السلام قيام نداشتند ، گروهى خيال كردند كه زيد مخالف ايشان است و مردم را به امامت خودش فرا مىخواند در حالىكه مىشود گفت حتى قيام زيد به دستور امام باقر عليه السلام انجام گرفت ، اما او اين مطلب را تا حد امكان حتى از شيعيان پنهان مىداشت تا مبادا خطرى براى امام فراهم آيد و شاهد مطلب « 1 » گفتگويى است كه بين زيد و مؤمن الطاق از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام ، واقع شده است . او مىگويد : در وقتىكه زيد بن على مخفى بود ( و مقدمات قيامش را فراهم مىكرد ) دنبال من فرستاد و گفت : آيا اگر يكى از ما خروج و قيام كند ، تو حاضرى همكارى كنى ؟ - اگر ( آن قيامكننده ) پدر و برادرت باشند ، آرى ، حاضرم و در غير اينصورت نه . - من خودم قصد دارم با اين قوم مبارزه كنم ( و با آنان كارى ندارم ) . - فدايت شوم ، نه ( نمىتوانم با تو همكارى كنم ) . - آيا دربارهء من از جانت مضايقه دارى ؟ - من يك جان بيشتر ندارم ، اگر حجت خدا غير از تو باشد كسى كه تو را در قيام همراهى نكند نجات پيدا كرده و آن كه با تو خارج شود ، خودش را به كشتن داده و هلاك شده است و اگر حجتى در روى زمين نباشد چه با تو قيام كنم يا نه يكسان است . گفتگو ادامه پيدا مىكند و سرانجام زيد مىبيند كه مؤمن الطاق معرفت بسيار بالايى دربارهء امامت دارد ، از اين رو سربسته رازش را به او چنين بيان مىكند : سوگند به خدا ، حالا كه تو اين حرفها را مىزنى ( بدان ) كه صاحب تو در مدينه ( امام باقر عليه السلام ) به من گفت كه من كشته مىشوم و در كناسه به دار آويخته مىگردم و نزد او كتابى هست كه قتل من و به دار كشيدهشدنم در آن هست . ( و امام تو و من ، مرا بر رازهاى خاصىآگاه كرده است ) « 2 » فضيل يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام كه در قيام زيد شركت داشته مىگويد : من
بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٩٨
هامش
( 1 ) - ر . ك : امامت و رهبرى ، شهيد مطهرى ، ص 196 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 46 ، ص 181 - 180 ؛ امامت و رهبرى ، شهيد مطهرى ، ص 196 - 194 .