درس دهم : سياستهاى اجتماعى اسلام ( 2 )
حقوق و آزاديهاى اساسى در اسلام
در نظامهاى مختلف حقوقى ، نگرش متفاوتى نسبت به حقوق و آزاديهاى اساسى وجود دارد كه مهمترين آنها « نظريهء حقوق طبيعى و فطرى » و « نظريهء حقوق موضوعه » است . براساس بينش اوّل ، حقوق و آزادى انسانها از طبيعت و فطرت انسان و جامعه سرچشمه مىگيرد ، در حالى كه نظريه دوّم اين حقوق را مجموعهء مقرراتى مىداند كه از طرف خود افراد بشر وضع مىشود و با توجه به زمان و مكان متغير است . « 1 » در بينش اسلامى ، انسان خليفهء خداست « 2 » و حق آزادى و اختياراو محفوظ و غير قابل سلب است . از نظر اسلام ، ارزش انسان و بهرهمندى او از حقوق و آزاديها بدان دليل است كه خداوند اين حق را به او اعطا كرده است . بطور اجمال ، بايد بگوييم اين حقوق از طرف خداوند متعال به بندگان اعطا شده است و هيچ كس حق ندارد نسبت به آنها تجاوز كند ، حتى خود شخص نيز نمىتواند حيات ، كرامت ، و آزادى خود را محدود يا از بين ببرد . قرآن كريم در مورد اعطاى كرامت به انسانها مىفرمايد : « وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنى آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فىِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلىَ كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلًا » « 3 »