ضرورت وجود رهبرى
مسأله رهبرى هميشه مورد توجه ملتها و انديشمندان بوده و شايد مهمترين نقش را در ظهور و سقوط ملتها و پيشرفت و انحطاط آنان داشته است . بزرگترين حركتهاى جاودانه و حوادث تلخ تاريخ را رهبران جامعه به وجود آوردهاند . لزوم رهبرى در هر جامعهاى ، از بديهىترين مسائلى است كه مورد اتفاق تمامى صاحب نظران است . روشنترين دليل بر لزوم رهبرى ، زعامت پيامبر ( ص ) در صدراسلام و تعيين رهبر براى زمان پس از خود مىباشد . اميرمؤمنان ( ع ) مردم را ناچار از داشتن رهبرى مىداند . « 2 » در روايت فضل بن شاذان نيز از امام رضا ( ع ) نقل شده است كه فرمود : « انّا لانَجِدُ فِرْقَةً مِنَ الْفِرَقِ وَ لا مِلَةً مِنَ الْمِلَلِ بَقَوْا وَ عاشُوا الاّ بِقَيِّمٍ وَ رِئيسٍ لِما لابُدَّ لَهُمْ مِنْهُ فىامْرِ الدّيْنِ وَ الدُّنْيا « 3 » » ما هيچ گروهى از گروهها و ملتى از ملتها را نمىيابيم كه بدون زمامدار و سرپرست زندگى كرده و ادامهء حيات داده باشند ؛ زيرا ادارهء امور دينى و دنيوى آنان به زمامدارى نيازمند است . همچنين حضرت صديقهء طاهره ( س ) در خطبهء خود فرمود : « فَفَرَضَ اللَّهُ الْايمانَ تَطْهيِراً مِنَ الشِّرْكِ . . . وَ الطَّاعَةَ نِظامَاً لِلْمِلَّةِ وَ اْلِامامَةَ لِمّاًمِنَالْفُرْقَةِ » « 4 »