تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تولى و تبرى در قرآن (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١

ديگران بايد با اين افراد مبارزه كنند و از راههاى مختلف عملى و اجتماعى آنها را به انزوا بكشند ؛ از جمله : 1 . تغيير چهره : ظاهر نمودار باطن است ، رضايت قلبى در چهره ظاهر مىشود . بايد با اهل بدعت با چهرهء گرفته و عبوس برخورد شود ، بر خلاف اهل ايمان كه با آنها با چهرهء باز و خوشرويى بايد برخورد نمود . پيامبر اسلام ( ص ) مىفرمايد : اذا رَأَيْتُمْ صاحِبَ بِدْعَةٍ فَاكْفَهِرُّوا فى وَجْهِهِ . « 1 » هر گاه بدعتگذارى را ديديد چهره در هم كشيد . با اين برخورد شخص مىفهمد كه مؤمنان او را عضو مؤثر جامعه نمىدانند و او را از خودشان طرد مىكنند . به علاوه ديگران هم مىفهمند كه بايد از او فاصله گرفت ؛ به سان بيمارى كه مرض مُسرى دارد و افراد سالم از او دورى مىجويند . 2 . تهديد : تهديد راه ديگر تبرّى است . در صورت امكان و به مقتضاى زمان بايد اهل بدعت را مرعوب ساخت . پيامبر اسلام ( ص ) مىفرمايد : مَنْ ارْعَبَ صاحِبَ بِدْعَةٍ مَلاءَ اللَّهُ قَلْبَهُ امْناً وَ ايماناً . « 2 » هر كسى كه بدعتگذارى را مرعوب سازد ، خداوند قلبش را با آرامش و ايمان پر مىسازد . مقصود اين است كه خداوند در مقابل تهديد و ارعاب شخص ، به او آرامش قلبى مىدهد در حدى كه از پيامدهاى ناشى از تهديداتش نمىترسد . 3 . افشاگرى : پرده برداشتن از چهرهء كريه بدعتگذاران و سب و لعن آنان ، سوّمين راه برائت است . از آنجا كه بدعت در دين يك پديدهء فكرى است بايد آن را با سلاح فكر دفع كرد ، يعنى نقاط ضعف انديشهء بدعتگذار را تبيين نمود و اهداف او را فاش ساخت تا مدار و محور انحرافات فكرى قرار نگيرد و عده‌اى را به دور خود جمع نكند و از راه مستقيم منحرف نسازد . پيامبر اسلام ( ص ) مىفرمايد : . . . وَ اكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلِ فيهِمْ وَ الْوَقيعَةِ وَ باهِتُوهُمْ كَيْلا يَطْمَعُوا فِى الْفَسادِ فِى الاْسْلامِ وَ يُحَذّرُهُمْ النَّاسُ وَ لايَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ . . . « 3 »

هامش
( 1 ) . ميزان الحكمه ، رى شهرى ، ج 1 ، ص 382 .
( 2 ) . ميزان الحكمه ، ج 1 ، ص 382 .
( 3 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 508 .