جايز نيست ، چه ازدواج دائم باشد و چه ازدواج موقّت . « 1 » ازدواج كردن مرد مسلمان با زن كافرى كه يهودى و مسيحى نباشد جايز نيست . « 2 » ازدواج كردن مرد مسلمان با زن يهودى و مسيحى ، اگر ازدواج دائم باشد بنابر احتياط واجب جايز نيست و اگر ازدواج موقت باشد ، اقوى جواز است . « 3 » لازم به تذكر است كه ازدواج مرد كافر با زن كافر ، در صورتى كه بر اساس مذهب خود آنان صحيح واقع شده باشد ، ازدواج صحيحى است و آثار ازدواج صحيح بر آن مترتب است ؛ به عنوان مثال فرزندى كه از اين زن و مرد متولد مىشود ، حلال زاده است و نمىشود ، نسبت زنازاده به او داد . « 4 »
هامش
( 1 ) . همان مدرك ، ص 285 .
( 2 ) . همان مدرك .
( 3 ) . همان مدرك .
( 4 ) . به داستانى در اين مورد توجه كنيد :
دوستيى كه بريده شد !
شايد كسى گمان نمىبرد كه آن دوستى برده شود ، و آن دو رفيق كه هميشه ملازم يكديگر بودند ، روزى از هم جدا شوند . مردم يكى از آنها را ، بيش از آن اندازه كه به نام اصلى خودش بشناسند به نام دوست و رفيقش مىشناختند . معمولًا وقتى كه مىخواستند از او ياد كنند ، توجه به نام اصليش نداشتند و مىگفتند : « رفيق . . . »
آرى او به نام « رفيق امام صادق ( ع ) » معروف شده بود ، ولى در آن روز كه مثل هميشه با يكديگر بودند ، و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند ، آيا كسى گمان مىكرد كه پيش از آنكه آنها از بازار بيرون بيايند ، رشتهء دوستيشان براى هميشه بريده شود ؟ !
در آن روز او مانند هميشه همراه امام بود ، و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند . غلام سياه پوستش هم در آن روز با او بود ، و از پشت سرش حركت مىكرد . در وسط بازار ، ناگهان به پشت سرش نگاه كرد و غلام را نديد . بعد از چند قدم ديگر ، دو مرتبه سر را به عقب برگرداند ، باز هم غلام را نديد . سومين بار به پشت سر نگاه كرد ، امّا هنوز هم از غلام - كه سرگرم تماشاى اطراف شده و از ارباب خود دور افتاده بود - خبرى نبود . براى مرتبهء چهارم كه سر خود را به عقب برگرداند ، غلام را ديد و با خشم به وى گفت :
« مادر فلان ! كجا بودى ؟ »
تا اين جمله از دهانش خارج شد ، امام صادق ( ع ) به علامت تعجب ، دست خود را بلند كرد و محكم به پيشانى خويش زد و فرمود :
« سبحان اللّه ! به مادرش دشنام مىدهى ؟ به مادرش نسبت كار ناروا مىدهى ؟ ! من خيال مىكردم تو مردى با تقوا و پرهيزگارى ، معلومم شد در تو ، ورع و تقوايى وجود ندارد . »
- « يابن رسول الله ، اين غلام اصلًا سندى است و مادرش هم از اهل سند است . خودت مىدانى كه آنها مسلمان نبودند تا من به او تهمت ناروا زده باشم . »
- « مادرش كافر بوده كه بوده . هر قومى سنتى و قانونى در امر ازدواج دارند . وقتى طبق همان سنت و قانون رفتار كنند ، عملشان زنا نيست ، و فرزندانشان زنازاده محسوب نمىشوند . »
امام بعد از اين بيان به او فرمود :
« ديگر از من دور شو . »
بعد از آن ، ديگر كسى نديد كه امام صادق ( ع ) با او راه برود ، تا مرگ بين آنها جدايى كامل انداخت ( داستان راستان ، ج 1 ، ص 158 ) .