انديشى و تفكّر در معاد باز مىدارد . هرگز روى خوشبختى را به او نشان نمىدهد و انسان را وا مىدارد تا به ارزشهاى دينى و غيرمادّى اهميت ندهد و سرانجام او را به عذاب الهى گرفتار مىسازد . حضرت على عليه السلام روزى به هنگام ورود به بصره گريست و فرمود : اى سرسپردگان دنيا و اى عُمّال دنيا جويان ! كى زاد و توشه خواهيد گرفت و در كار معاد و قيامت انديشه خواهيد كرد ؟ سپس اين آيه را خواند : « فَأَمَّا مَن طَغَى وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى » « 1 » پس هر كه طغيان كرده و زندگى دنيا را برگزيده است ، جهنم جايگاه اوست . از ديدگاه على عليه السلام عزّت با حق همراه است ، نه با دولت و ثروت ؛ از اينرو فرمود : « الذَّليلُ عِنْدى عَزيزٌ حَتّى اخُذَ لَهُ وَ القَوِىُّ عِندى ضَعيفُ حَتّى اخُذَ الحَقَّ مِنْهُ » « 2 » افراد ضعيف و ذليل در نظر من عزيزند تا حقشان را بگيرم و زورمند و قوى در نظر من ضعيف است تا حق ديگران را از آنها بستانم .
ثروت از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 126
مساهمون: جعفر وفا
ص١٢٦
برخى از خلفا و حاكمان فاسد كه به نام اسلام حكومت كردند ، به جاى اجراى عدالت اجتماعى و اقتصادى ، به ثروت اندوزى و احتكار و تكاثر اموال پرداختند .
بر اثر عملكرد آنان ، در جامعه دو طبقهء عمده پديد آمد : نخست طبقهاى محروم كه اكثريت جامعه را تشكيل مىداد ، گروهى كه در فقر و محروميّت رنج مىبردند ، در ضرورىترين نيازهاى خود وامانده و قادر به كسب قوت روزانهء خود نبودند . دوم طبقهاى مُرفّه ، مترف و خوشگذران كه با اجازه و « حاتم بخشى » خليفه ، بيتالمال و غنايم جنگى را تصاحب مىكردند و از اين راه ، ثروت انبوه و بىحسابى به دست آورده بودند . براى اطلاع دقيق از اين موضوع اگر به منابع تاريخى كه اموال صحابه را
هامش
( 1 ) . مستدرك نهج البلاغه ، ص 51 ؛ نازعات ( 79 ) ، آيهء 37 - 39 ) .
( 2 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، خطبهء 37 .