درس شانزدهم ثروتمندان بىايمان ( 2 )
برخورد پيامبران با سرمايهداران
مؤمنان به پيروى از پيامبران بايد در برابر ثروت اندوزان فاسد موضعى خصمانه بگيرند . طرحها و پيشنهادهاى اجتماعى و اصلاح جويانهء آنان را نپذيرند و به انديشه و شخصيت آنان اهميت ندهند ، زيرا آيهء زير ما را از اطاعت آنان منع مىكند : « وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ * الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ » « 1 » فرمان اسرافكاران را نپذيريد ، آنان كه در زمين فساد مىكنند و اصلاح نمىكنند . پيامبران پس از دعوت مردم به توحيد و خداپرستى ، آنان را به عدالت اقتصادى فرا مىخواندند و مبارزه با رفاهطلبان و ثروت اندوزان بىدرد را از اصول برنامههايشان قرار مىدادند و مبارزهء ايشان منحصر به طاغوت سياسى زمان ، چون فرعون نبود ، بلكه با طاغوتيان اقتصادى نيز همچون قارون و . . . در پيكار بودند ، و در اين كار ، در صورتى كه پندها و تذكّرات زبان مؤثر واقع نمىشد ، با اينگونه كسان ، قطع رابطه مىكردند ، چرا كه همسويى پيامبران با سرمايهداران فسادانگيز موجب از دست رفتن پايگاه رسالت الهى آنان مىشد ، و حتى خودشان فرصت طلب به حساب مىآمدند و در اصلاح جامعه و تحقق آرمانهاى بلندشان موفق نمىگشتند . افزون بر آنها ، اين حالت از توكل انبيا به خدا ، مىكاست و آنان را از امدادهاى الهى دور مىساخت . « 2 » به همين جهت ، قرآن دستور مىدهد كه پيامبران ثروت اندوزان و